ذبيح الله صفا
8
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تا كرد آنچه كرد و شد آنچه شد ! بعد ازين واقعه باز چنگيز از حمله خوددارى كرد و باعزام هيأتى بدربار خوارزمشاه و مطالبهء غاير خان و جبران خسارت بسنده نمود ، ليكن پادشاه مغرور و خامانديش خوارزم آن فرستادگان را نيز كشت و در انتظار بلا نشست . چنگيز پس از آنكه بىاعتنايى خوارزمشاه اطمينان يافت تمام قواى خود را با سازوبرگ فراوان و پيشبينى كامل آمادهء حمله بممالك او كرد و در اواخر سال 616 هجرى به اترار يعنى همانجا كه محل تاراج و كشتار قافلهء تجارى او بود ، رسيد . منهاج سراج شمارهء سپاهيان مغول را درين حمله بهشتصد هزار تن بالغ ميداند كه با هشتصد علم حركت مىكردند و از همهء قبايل و ممالك مطيع خان مغول فراهم آمده بودند . محققان جديد شمارهء اين سپاهيان را از 200000 تن متجاوز ندانستهاند « 1 » و بر فرض صحت هريك ازين دو روايت اگر حكومت درستى بر سر كار مىبود پيشگيرى از چنگيز با آن همه سپاه و سازوبرگ و وسيله كه در ايران وجود داشت آسان مىنمود ليكن پادشاه خوارزم از انديشهء ناصواب سرداران خود كه بتفرقهء سپاه و جنگهاى تدافعى عقيده داشتند ، پيروى كرد و هر دسته از سپاهيان فراوان خود را در شهرى گذارد و خود با سپاهيان مغول روبرو ناشده راه گريز پيش گرفت . درينجا همان عمل تكرار شد كه در حملهء عرب روى داده بود ، يعنى فرار فرمانرواى ايران از برابر حملهء بيگانگان بىآنكه خود با آنان مقابلهيى كرده باشد ! قواى چنگيز بعد از محاصرهء اترار بسرعت شهرهاى كنار جيحون و بلاد كوچك ديگر اطراف را تسخير و غالب آنها را قتل عام و با خاك يكسان كرد و خود او بخارا را در همان سال ويران ساخت ؛ از جملهء گريختگان آن شهر يكى بخراسان رسيد ، ازو كيفيت واقعه را پرسيدند ، گفت : « آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند ! » .
--> ( 1 ) - تاريخ مفصل ايران از استيلاى مغول تا اعلان مشروطيت ، مرحوم عباس اقبال ، ج 1 ، تهران 1312 ، ص 25 .