ذبيح الله صفا
219
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
شيخ بهايى نيز برين كتاب قابل ذكرست « 1 » . از كتب مهم ديگر تفسير كه درين عهد نوشته شده حاشيهء مير سيّد شريف جرجانى ( على بن محمّد بن على ) ( 740 - 816 ) است بر كشاف زمخشرى . وى از عالمان بزرگ در علوم عقلى و شرعى است و تأليفاتى بپارسى و عربى در علوم مختلف دارد . همين دانشمند كتاب ديگرى به فارسى دارد بنام ترجمان القرآن كه توجّه مؤلّف در آن بترجمهء كلمات دشوار هريك از سور بوده است . شرح ديگرى از كشاف زمخشرى در همين دوره و مقدم بر مير سيّد شريف تأليف شده و مؤلّف آن سعد الدين مسعود بن عمر تفتازانى دانشمند معروف و ذى فنون است كه در سال 792 وفات يافت . حاشيهء تفتازانى تنها بر قسمتى از كشاف است نه بر همهء آن . ديگر از كتابهاى تفسير اين عهد مختصرى است كه عفيف الدين بن سعيد بن مسعود كازرونى از تفسير ابن كثير ( عماد الدين ابو الفداء اسمعيل بن عمر بن كثير دمشقى متوفى بسال 744 ) ترتيب داد . عفيف كازرونى تلخيص خود را « البدر المنير » ناميده و آن را بسال 791 هجرى بپايان برده است . از صوفيان كه در تفسير شيوهء تأويل و توجيه بنابر مذاق خود داشتهاند ، نيز درين دوره تفسيرهايى داريم . بايد دانست كه عامهء علماى اسلام تفسيرهاى اين گروه را بواقع تفسير نمىدانسته و بر آن طعن مىزدهاند . كبرىزاده درينباره مىگويد « و امّا كلام صوفيه دربارهء قرآن تفسير نيست ، ابن الصلاح در فتاوى خود گفته است از امام ابى الحسن الواحدى المفسر خواندهام كه گفت ابو عبد الرحمن سلّمى كتابى بنام حقايق التفسير نوشته است كه اگر خود آن را تفسير دانسته باشد مسلّما كفر ورزيده است » « 2 » . علّت آنست كه صوفيان كلمات و آيات را بنابر ذوق و مشرب خويش و در اثبات سخنان خود توجيه
--> ( 1 ) - كشف الظنون ، ج 1 ، ستون 186 - 194 ؛ فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، آقاى ابن يوسف ج 1 ص 119 ( 2 ) - مفتاح السعادة ج 1 ص 423