ذبيح الله صفا
190
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ديدن و داد او مبارك فال * خبر و ياد او همايون حال روى او هيبت و وقار دهد * حق او لطف و خلق بار دهد مس ببويش ز دور زر گردد * خس بيادش به از گهر گردد هركه با او نشست شاهى شد * و آنكش آمد بدست ماهى شد گر مريد كسى شوى اى كس * اين طلب كن كه در جهان اين بس اين كسان بازِ دست سلطانند * وان دگرها مگس همى رانند بچنين پير دست بايد داد * كه جوان را كند ز بند آزاد « 1 » ملا حسين واعظ كاشفى سبزوارى شرح مبسوطى در شرايط و واجبات و مستحبّات و اصل و ثبات و ميزان و ادب شيخى داده است كه مجملى از آن درينجا نقل مىشود . وى گويد : - شرائط شيخى هفت است . اول معرفت كامل يعنى خود را شناخته باشد تا ازو شناخت حضرت حق حاصل گردد . دوم فراست تمام كه چون نظرش بر مريد افتد داند كه از او چه ميآيد و او را چه كارى بايد فرمود . سيم قولى بكمال كه چون مريد بعقبهيى درماند به قوت معنى تواند كه او را برهاند . چهارم استغناى تمام كه حاجت خود به غير از حضرت سبحانه و تعالى رفع نكند . پنجم اخلاص بليغ كه از روى و ريا بر طرف باشد و هيچكس را بواسطهء مال و جاه و منصب دنيا تعظيم نكند . ششم راستى و درستى كه سخن حق از هيچكس بازنگيرد و در سخن گفتن ميل و مداهنه نكند . هفتم شفقتى بغايت تا مصالح مريد و همهء مسلمانان را بر مصالح خود مقدم دارد . واجبات شيخى چهار است : اول آنكه مريد را از جميع كدورات معاصى برماند و بجميع اوامر و مستحبات مشغول سازد . دوم هرچه بمريد فرمايد بايد كه خود بجاى آورده باشد و از هرچه مريد را نهى كند خود نيز ترك آن كرده باشد . سيم آنكه خود را چون راعى داند و مريدان را چون رمه و به هيچ نوع در محافظت ايشان تقصير نكند . چهارم آنكه در مال مريد به جهت خود تصرف نكند و جهت مهمات خود نبرد . مستحبات شيخى دو است : اول باشارت پند دهد تا تواند نه بعبارت ، دوم آنكه تا تواند برفق تأديب كند نه بعنف . اصل شيخى سه است : اول متابعت سخن حق سبحانه و تعالى ، دوم مراعات شريعت محمد مصطفى ، سوم اعتقاد كردن بولايت على مرتضى . ثبات شيخى بر مثال دريا بودن است ،
--> ( 1 ) - جامجم ص 155 - 157 .