ذبيح الله صفا

186

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دسته‌هاى صوفيان از آنچه گذشت نيك دريافته مىشود كه در خانقاه سه گروه وجود داشت : 1 ) پير يا مراد يا قطب كه در هر خانقاه تنها يك تن بود كه در آن سمت رياست و اولويت و پيشوايى داشت . 2 ) مريدان و سالكان كه خود به چند درجه تقسيم مىشدند . 3 ) خدّام و امينان كه بيشتر براى تبرّك و ثواب اخروى خدمت صوفيان و سالكان را بر عهده داشتند . جملهء اين گروهها را صوفى مىگفتند امّا صوفيه بتقسيم كاملترى به دو دسته تقسيم مىشوند : واصلان و سالكان . سالكان نيز بدستهء طالبان وصول و طالبان جنّت تقسيم مىشدند و در ميان گروه اخير دسته‌يى بنام فقرا وجود داشتند كه داراى مشرب وسيعى بودند و اصل تربيتى ايشان ترك تمام علائق و زخارف دنيوى بود و ازين جهت بصوفيهء حقيقى بسيار نزديك بودند و غالبا در خدمت مشايخ تصوّف بسر مىبردند « 1 » . تربيت صوفيان تربيت صوفيان روش عملى داشت و در آن طى مراحلى از سلوك و اعمال معيّنى براى تزكيهء نفس معتبر بود كه هريك با شرايط خاص و تحت نظر شيخ انجام مىپذيرفت و اگر استعدادى بكمال در سالك تشخيص داده مىشد بپوشانيدن خرقه بر او پايان مىيافت . دبستانهاى علمى طريق كمال را بحث و استدلال مىدانستند و كتاب و مطالعه و مباحثه و جدال در آن زياد مؤثّر بود و به عمل توجّه نداشتند ، امّا در طريق تصوّف تنها كتاب و بحث و مطالعه را كافى نمىشمردند و براى رسيدن بكمال خصوصا برياضت و طىّ مراحل سلوك اهميّت فراوان مىنهادند و بدين ترتيب تربيت صوفيه عملى بود و از نظر دورى مىجست . با اين همه علوم ظاهرى يكباره در طريقت بىارج نبود زيرا صوفى كامل آن را مىدانستند كه پيش از دخول در مراحل سلوك خصوصا در علوم شرعى وقوف يافته باشد امّا علم ظاهر را هنگامى سودمند مىشناختند كه بصيقل

--> ( 1 ) - دربارهء معنى فقر و فقرا و شرايط كار و تربيت آنان و تشريفاتى كه در اين مسائل داشتند رجوع كنيد به فتوت‌نامهء ملا حسين كاشفى و به مجلهء مهر سال چهارم ، مقالهء تعليم و تربيت در ايران بقلم نگارندهء اين سطور .