ذبيح الله صفا

170

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

توجيه و تعليل اصول عرفان مسلّما در نفوذ مبانى و مبادى تصوّف در ادبيات خاصّه شعر اثر بارز داشت و آن را بيشتر از پيش مورد استفادهء شاعران متذوّق قرار داد زيرا ازين راه مقدارى افكار و اصطلاحات آماده بدست آمد كه اهل ذوق ، بىآنكه برياضتهاى خانقاهى تن درداده باشند با آنها آشنايى حاصل كردند و از آنها در خلق مضامين شاعرانه استفاده بردند . كتابهاى فصوص الحكم و فتوحات مكيّه و فكوك و لمعات و قصايد ابن فارض ( شرف الدين ابو حفص عمر متوفّى بسال 632 ) و شرحهاى آنها از قرن هفتم ببعد در شمار كتابهاى درسى عرفانى درآمدند و هنوز هم همين حال را دارند . شيوهء وجد و حال در برابر اين دسته از عارفان متفلسف دسته‌يى ديگر از صوفيان بوده‌اند كه اگرچه ورود در مباحث عقلى براى آنان آسان بود ، ليكن چون پاى استدلاليان را چوبين مىشمردند راه دشوار مجاهدت را بپاى بىتمكين استدلال نسپردند و با تفلسف آشتى ننمودند . آنها بيشتر صوفيانى هستند كه ذوق و وجد بر آنان غلبه داشت و كلمات و شعرهاى محرّك و مشوّق را بر بحثهاى ملال‌انگيز ترجيح مىنهادند و در تعليمات خود استناد بآيات و اخبار و تمثيلات و خواندن اشعار را براى هدايت سالكان و تشحيذ خاطر و برانگيختن آنان بسوى رشد و صلاح بهتر مىشمردند . فريد الدين محمّد عطّار نيشابورى ( مقتول بسال 618 ) « 1 » شاعر و صوفى بزرگ آغاز قرن هفتم از بزرگترين پيشروان اين دسته است و بعد ازو جلال الدين محمّد بلخى ( م 672 ) را بايد سردستهء اين گروه دانست كه تأثير او در ادب عرفانى فارسى تا روزگار ما هيچگاه انقطاع نپذيرفت ، و همچنين‌اند استادان و پيشروان يا پيروان نامبردار او مانند پدرش بهاء الدين محمّد بن حسين خطيبى بلخى ( م 628 ) صاحب كتاب المعارف ؛ و سيّد

--> ( 1 ) - شرح احوال و نقد و تحليل آثار شيخ فريد الدين محمد عطار نيشابورى ، مرحوم فروزانفر ، تهران 1340 ص 91 . سال 627 كه براى سال وفات عطار در صفحهء 865 از مجلد دوم تاريخ ادبيات در ايران برگزيده بودم البته مشكوك است .