ذبيح الله صفا
154
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بنگ و شراب اقدام نمىفرمود » « 1 » . قيام ديگرى كه درين عهد اتفاق افتاد بوسيلهء مير قوام الدين مرعشى در مازندران بود . درست است كه سلسلههاى پادشاهان مازندران و اهالى آن سامان از ديرباز مذهب شيعه را پذيرفته بودند و مير قوام الدين مرعشى و فرزندانش ازين حيث كارى تازه انجام ندادند ، ليكن اهميت كار در آنست كه اين سلسله درست مانند سلسلهء صفويه كه در حدود يك قرن و نيم بعد بوجود آمد ، بوسيلهء يكى از پيشوايان صوفيان شيعى مذهب و پيروان او كه براى مراد خود شمشير مىزدهاند تأسيس شد . فرقهء اسمعيلى حكومت ايلخانان در ايران به همان ميزان كه بسود شيعهء اثنى عشرى تمام شد ، به همان نسبت براى شيعهء اسمعيلى زيانبخش بود . دربارهء وضع اسمعيليه در قرن پنجم و ششم و آغاز قرن هفتم هجرى و مخصوصا دعوت حسن صبّاح و جانشينان او در مجلّد دوم اين كتاب ( صفحهء 163 تا 180 ) سخن گفتهام و تكرار آن در اينجا لازم به نظر نمىرسد . رياست باطنيهء ايران در آغاز قرن هفتم با يكى از جانشينان حسن صبّاح بود بنام جلال الدين حسن بن محمد بن حسن بن محمد بن كيا بزرگ اميد معروف به « نومسلمان » . رياست او از تاريخ دهم ربيع الاول سال 607 آغاز شد و بتاريخ منتصف رمضان سال 618 پايان پذيرفت . علت اشتهار او به « نومسلمان » آن بود كه وى از « دعوت قيامت » كه بوسيلهء جدش حسن بن محمد بن كيا بزرگ اميد آغاز يافته « 2 » و در عهد پدرش محمد بن حسن تأييد و تأكيد شده بود تبرّى نمود و از زمان حيات پدر با او بمخالفت پرداخت و بقول مؤلّفان اهل سنّت از « رسوم الحاد و اباحت » دورى جست و با خليفهء بغداد مكاتبه آغاز نهاد و بپادشاهان بلاد مختلف رسولانى فرستاد و چنان فرا نمود كه خلاف پدر بعقيدهء مسلمانى گراييده است و چون نوبت از پدر به دو رسد رفع
--> ( 1 ) - حبيب السير ج 3 ص 366 . ( 2 ) - دربارهء اين دعوت رجوع شود به جهانگشاى جوينى ج 3 از ص 222 ببعد و بتاريخ ادبيات در ايران ج 2 ص 171 .