ذبيح الله صفا
151
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بر اولجايتو بسبب تهمتهاى بيخردانهء امامان شافعى و حنفى در حضور او عارض گشته بود ، جمعى از اميران و سران مغول كه بتشيّع ميل داشتند ، از موقع استفاده كردند و اولجايتو را بقبول تشيّع هدايت نمودند و از آن جمله « طرمطاز » نام پسر يكى از بخشيان بنام « بايجو » درين كار توفيق يافت . وى از عهد كودكى در رى ميان شيعيان تربيت يافته و بر مذهب آنان خو گرفته و چون از ديرباز در خدمت غازان خان بسر مىبرد نزد او گستاخ بود . هنگامى كه غوغاى اهل سنّت موجب قتل علوى در عهد غازان خان گرديده و او را متغيّر ساخته بود ، طرمطاز فرصت يافت و بآراستن تشيّع در نظر خان دست زد و بادّعاى بعضى از مورّخان همين امر موجب توجّه غازان بتشيّع و احترام شيعيان گرديده بود . در عهد اولجايتو نيز طرمطاز از رنجشى كه خان از پيشوايان مذهبهاى شافعى و حنفى يافته بود ، استفاده كرد و باز بميان افتاد و در اثناى تحيّر سلطان او را بتوجّه و علاقهء غازان بشيعيان و مذهب تشيّع متنبّه ساخت و بمذهب شيعه دعوت كرد و اگرچه اولجايتو تحت تأثير سخنان متعصّبانهء علماى حنفى از مذهب « روافض » بيم داشت ليكن توضيحات طرمطاز او را بدان متمايل ساخت . اتّفاق را در اين اثنا سيّد تاج الدين آوجى با بعضى از علماى شيعه بدرگاه آمده بود و آنان نيز بنوبهء خود بدگويى اهل سنّت آغاز كردند و با قاضى القضات نظام الدين درافتادند . ايلخان زمستان همان سال ( 709 هجرى ) بعراق رفت و مشهد على عليه السّلام را زيارت كرد و بر اثر خوابى كه در آنجا ديد و نيز بر اثر تحريض و تشويق امراى شاعى مغول مذهب تشيّع را پذيرفت و بزرگان درگاه را نيز تكليف بقبول اين مذهب نمود و كار شيعيان بالا گرفت و حكم شد كه در سراسر ايران نام سه خليفهء نخستين را از خطبه بيندازند و بر نام على بن ابيطالب و حسن و حسين اختصار كنند و سكّهها را نيز تغيير دهند و حىّ على خير العمل كه خاص شيعيان در اذانست اظهار نمايند . علماى شيعه روى بدرگاه پادشاه آوردند و از آن جمله بود شيخ جمال - الدين حسن بن المطهّر الحلّى شاگرد خواجه نصير طوسى و عالم بزرگ شيعه كه دو كتاب نهج الحق و منهاج الكرامة را كه هر دو از معروفترين كتب كلامى شيعه است بنام ايلخان