ذبيح الله صفا
117
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مسلمين را بر سعد الدوله برانگيخت و از طرفى ديگر بزرگان مغول را كه از تصرّفشان در امور كاسته شده بود بفكر چاره انداخت ليكن سعد الدوله كه بوفور مال و علوّ جاه خود مغرور بود ، تدبيرى انديشيد تا ارغون را بيشتر بر ضدّ اسلام برانگيزاند و كار آن را يكباره بسازد . ازينروى بر آن شد تا از انديشهيى كه گويا در آن زمان ميان مغولان شايع بود ، ( يعنى از تصوّر نبوّت چنگيز خان بسبب قانونها و ياسانامه و بيليكها و جهانگيرى و جهاندارى او ) براى تحريك ايلخان بر مسلمانان فايده برد . پس به دو گفت كه نبوّت از چنگيز بطريق ارث بوى رسيده است و او مىتواند قاعدهء ملك و ملت را با تيغ جهاد استحكام بخشد ، به همان طريق كه محمد ( ص ) براى ترويج دين ياران خود را بمقاتلت و غزا تحريض كرد و فرمان داد كه بيك روز چندين تن را در خندق سر ببرند ، « ايلخان نيز اگر متقاضى همت عالى را نصب فرمايد و لطف فايض و عنف قابض در حقّ ارباب موافقت و تصديق و اصحاب مخالفت و تكذيب بجاى خود تقديم نمايد ملتى متجدّد و دولتى متحد در روزگار پايدار گذارد . هركه ساغر صورت سر بر خطّ انقياد نهاد از جرعهريزى خون او دست كشيده داريم و هر آنكه از كمان مطاوعت و پيروى چون تير دورى جست گوهروارش بر تيغ جاى دهيم . ارغون خان خود بسبب حبّ مال دشمن جان مسلمانان بود و حكم يرليغ شده كه هيچ مسلمان را بمزاولت « 1 » اعمال ديوانى منسوب نگردانند و ايشان را از مداخلت در اردو ممنوع دارند » « 2 » . بدين ترتيب سعد الدوله مقدمات كار را براى برانداختن اسلام بتمامى فراهم كرد و حتى محضرى دربارهء پيغامبرى ايلخان و اينكه رعايا بايد بر دين او باشند به امضاء بعضى از بزرگان علماى شرعى زمان رسانيد و ايلخان را بر آن داشت كه هرگونه تصرّف مسلمانان را در كارهاى مملكتى منع كند و بدتر ازين « با ايلخان مقرّر كرد كه كعبه را معبد اصنام بىنام سازد و اهل اسلام را از عبوديت سبحان بعبادت اوثان الزام كند . بر اين انديشه
--> ( 1 ) - مزاولت : مطالبه . ( 2 ) - تاريخ وصاف ص 241 .