ذبيح الله صفا
108
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تعظيم و فراغت اهل اسلام جدّ تمام مىنمود و در عهد او مسلمانان كه در ممالك او بودند مرفّه الحال و باحرمت بودند و در دور پادشاهى او در جملهء شهرهاى تنگت و طمغاج و تبت و بلاد چين مساجد بنا شد و جملهء قلاع و حصنهاى زمين مشرق را به جماعت امراى اسلام داد و امرايى را كه از ايران و توران برده بودند در شهرهاى تركستان و بلاد زمين طمغاج و تنگت ساكن كرد و فرمان داد تا مسلمانان را بلفظ يار و برادر ياد كنند و مغلان را فرمان داد تا دختران را به مسلمانان دهند و اگر كسى بخطبت اولاد ايشان رغبت نمايد منع نكنند و در جملهء بلاد مشرق نمازهاى جمعه قايم گشت و مسلمانان در آن بلاد ساكن شدند و قصبات و شهرهاى خود را ساختند ؛ هركس برسم شهر خود موضعى عمارت كردند . . . » « 1 » بسبب همين توجه كه اگتاى قاآن برعاياى مسلمان خود ابراز مىداشت مؤلفان اسلامى او را با صفت عادل و كريم و رعيّتپرور و حشمدار ياد كردهاند « 2 » . و برعكس جغتاى را كه با مسلمانان نظر خوشى نداشت با لقب « ملعون » و مردى سايس و قتّال و بدكردار معرفى نموده و نوشتهاند كه « هيچكس از فرماندهان مغول ازو مسلمان را دشمنتر نبود ، نخواستى كه هيچ آفريده نام مسلمان گيرد مگر ببدى و در همهء قبابل او امكان نبودى هيچكس گوسپندى را بر سنّت مسلمانى ذبح كند ، همه مردار كردندى ؛ و گزاردن نماز مجال نبودى هيچ مسلمان را ؛ و پيوسته اوگتاى را بر آن داشتى كه مسلمانان را بقتل بايد رسانيد و ازيشان بايد كه هيچ باقى نماند و هيچ مسلمانى او را در نظر نتوانستى آمد » « 3 » و حتى مسلمين مرگ جغتاى را بسبب كشتن يكى از مشايخ بنام « محمود آتشخوار » مىدانستند « 4 » ؛ و دربارهء گيوك خان جانشين اوگتاى قاآن نيز نوشتهاند كه يك چند تحت
--> ( 1 ) - طبقات ناصرى ص 679 - 680 . ( 2 ) - مخصوصا رجوع شود به جهانگشاى جوينى ج 1 ، از صفحهء 158 ببعد . ( 3 ) - طبقات ناصرى ص 689 و نيز رجوع شود به صفحات 680 - 683 . ( 4 ) - ايضا ص 689 - 690 .