ذبيح الله صفا
104
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
فصل سوم اديان و مذاهب در قرن هفتم و هشتم هجرى كيش مغولان نخستين دستور از دستورهاى ياساى چنگيزى لزوم اعتقاد بوجود خداى خالق زمين و آسمان و معطى مختار حيات و مرگ و توانگرى و درويشى و قادر و قاهر بر همهء امور را پيشنهاد مىكرد و فرمان مىداد كه عمّال دينى اديان مختلف مانند واعظان و كشيشان و مؤذّنان مساجد و غسّالان بايد از خراج معاف باشند « 1 » . ظاهرا چنگيز شخصا دربارهء اديان نظرى بالاتر از اطرافيان خود داشت و به همين سبب بيكنوع بىطرفى و آزادمنشى دربارهء ديانتها متوجّه بود . اعتقاد چنگيز بيك مبداء و نظر عادلانهء او نسبت باديان مختلف از آثار مورّخان اسلامى هم مستفاد مىگردد . در منقولات مورّخان اسلامى اشاراتى به اعتقاد چنگيز دربارهء واجب الوجود ديده مىشود و بهترين قولى كه درين مورد ميتوان از مورّخان بزرگ قديم اسلامى نقل كرد از عطا ملك جوينى است كه دربارهء چنگيز مىگويد : « در امثلهيى كه به اطراف مىفرستادست و ايشان را بطواعيّت مىخوانده . . . هرگز تخويف ننمودست . . . بلك غايت انذار را اينقدر مىنوشتهاند كه اگر ايل و منقاد نشوند ما آن را چه دانيم ، خداى قديم داند . . . و چون متقلّد هيچ دين و تابع هيچ ملّت نبود از تعصّب و رجحان ملّتى بر ملّتى و تفضيل بعضى بر بعضى مجتنب بودست بلك علما و زهّاد هر طايفه را اكرام و اعزاز و تبجيل مىكردست و در حضرت حقّ تعالى آن را وسيلتى مىدانسته و چنانك مسلمانان را به نظر
--> ( 1 ) - چنگيز خان ، هارولد لمب ، ص 61 و 195 - 196