مرتضى راوندى
97
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آنها وجود دارد ) مىتوان باهم جمع كرد . هارون الرشيد كه با محدثين همعقيده بود چنان برآشفت كه حكم داد آن شخص حقيقتگو را به قتل برسانند . علامه سيوطى اين واقعه را در تاريخ الخلفا مبسوط نگاشته است . . . « 1 » به اين ترتيب مىبينيم كه از آغاز نهضت اسلامى و بلافاصله پس از مرگ پيشواى اسلام بين عقل و نقل تعارض و اختلاف پديد آمد و عايشه كه زنى زيرك و هوشمند بود غالبا جانب عقل را مىگرفت ، آن گروه از صحابه كه حديثهاى سست و بىاساس را انكار كردهاند نظرشان اين بوده است كه آن حضرت نبايد چيزى مخالف با عقل گفته باشد و بنابراين روايتكنندگان ، در اصل روايت فريبخورده و به اشتباه رفتهاند چنان كه « سيوطى » اين دسته از احاديث را در رسالهاى جمع كرده و از قول عايشه مىنويسد كه ابو هريره در روايت به خطا رفته است . همين اظهار شك و ترديد در صحّت و سقم احاديث به بيدارى مردم كمك كرد . و مخصوصا پژوهندگان و اهل تحقيق را بر آن داشت كه به جاى تعبد و تقليد ، در مقام تحقيق و كشف حقيقت برآيند . حاصل و نتيجهء شك و ترديد انسان وقتى در مقام تحقيق و كشف مجهولات برمىآيد ، كه در صحت امور موجود شك بنمايد « اگر دنياى علم و فلسفه و فكر و صنعت در هر عصرى هرچه داشت همان را صحيح و غيرقابل تغيير مىپنداشت . . . و هيچ شك و تزلزلى به خود راه نمىداد هيچ فرقى و پيشرفتى حاصل نمىگرديد و سطح علم و معرفت همان بود كه بود . قسمت بزرگى از ترقى علوم و كشف اين همه اسرار طبيعت مرهون مساعى معدودى از ابناء بشر است از قبيل كپلرها ، گاليلهها ، نيوتونها ، لاووازيهها ، داروينها ، پاستورها و انيشتينها كه در اصول مسلّم و مقبول خاص و عام عصر خود شك و ترديد نمودهاند . » شادروان مجتبى مينوى طى مقالهاى در پيرامون قصيدهء چون و چرا چنين نوشته است : « حكمت و فلسفه و علم از چون و چراى بشر حاصل شده است . در رساله بيست و دوم از رسايل اخوان الصّفا ، در محاكمه بين انسان و حيوان ، طوطى مىگويد : ما حيوانات به آنچه خدا داده است راضى و نسبت به احكام او خاضع هستيم ، از ما « براى چه ، چطور و چرا » « 2 » در كارهاى او شنيده نمىشود ( ص 220 ترجمهء آقاى مستوفى ) ، جواب ما به او
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 28 . ( 2 ) . مجله يادگار ، سال اول ، شماره دوم ، ص 39 ، آناتول فرانس ، به قلم دكتر قاسم غنى .