مرتضى راوندى
57
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علل بروز اختلافات به نظر علّامه شبلى نعمانى پاكستانى ، علل و اسباب اختلاف عقايد ، گوناگون بود ، اول اينكه اقوام عجمى يعنى ملل غيرعرب ، اهل موشكافى ، خردهبينى و دقّتنظر بودند . دوم اينكه ، اقوامى كه اسلام آوردند در مذهب قديم و آيين آنها در باب عقايد ، مثل صفات خدا ، قضا و قدر ، جزا و سزا ، افكار و خيالات خاصى وجود داشت . در اين خيالات و افكار ، آنچه كه علنا بر خلاف عقايد اسلام بود ، مثل تعدد خدايان ، شرك و بتپرستى ، البته از دلهاى آنها رخت بربست ولى در مواردى كه آيات يا عقايد و تعليمات اسلامى چند پهلو و قابل تفسير و تعبير بود ، پيروان هر مذهبى سعى مىكرد كه آيات و تعاليم اسلامى را به نحوى تفسير و تعبير نمايد كه با دين سابق او مطابقت و همآهنگى داشته باشد . مثلا خدايى كه قوم يهود به آن عقيده داشت كاملا در پيرايهء « يك آدم » مجسّم شده بود . چشمانش درد مىگيرد ، فرشتگان از او عيادت مىكنند ، گاهى با پيغمبر كشتى مىگيرد و زمين مىخورد و آسيب مىبيند و امثال آن . صاحبان اين عقايد وقتى كه به اسلام گرويدند طبعا ميل و توجه آنها به طرف آياتى از قرآن بود كه در آنها از دست و گوش و چشم خدا سخن به ميان آمده است . آنها براى آنكه مذهب سابق خود را توجيه كنند به معنى ظاهرى آيات توجه مىكردند و مىگفتند كه خدا واقعا داراى دست و پا و گوش و چشم است . سوم اينكه بين پيروان اديان و مذاهب مختلف از ديرباز بر سر جبر و اختيار گفتگو بوده ؛ بعضى مىگفتند كه انسان در اعمال و كارهاى خود كاملا مختار است و برخى برعكس مىگفتند كه افعال و ارادهء مردم در اختيار آنها نيست و آيات قرآن طورى ذووجهين و دوپهلوست كه مىتوان هر دو معنى را از آن استنباط كرد . مثلا اين آيات حاكى از اختيار آدمى است : 1 . إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً 2 . فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ 3 . وَ مَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِهِ و آيات زير نيز مؤيّد اين معنى است كه انسان در اعمال خود اختيارى ندارد « وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ . » و در مورد دوزخيان در قرآن چنين آمده است : « 1 »
--> ( 1 ) . تاريخ علم كلام ، ترجمهء فخر داعى ، ص 7 به بعد .