مرتضى راوندى
529
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نظرى كلى به تاريخ مختصر علوم ، از آغاز تاكنون پيشرفتهائى كه در رشتهء علوم مادى در يونان و در دورهء تمدن هلنى حاصل شده بود احتمالا بيشتر در رشتهء مكانيك و نور و مشتمل بر تأمل نظرى و مطالب عملى بود ، تجربههاى فيزيكى ، يعنى آزمايش كردن منظم و طبق نقشه ، در آن دوران ناشناخته بود ، اگر هم تجربهاى صورت مىگرفت تنها به عنوان كمك ناچيزى براى استدلال عقلى بود و درهرحال ، آنچه از آنها برجاى مانده ناچيز است . حقيقت اين است كه سهم پيشينيان در علم فيزيك در مقايسه با پيشرفتهاى انسان در مسائل فكرى ديگر ، قابل ملاحظه نيست . « . . . در قرون وسطا ، در نتيجهء غفلت و ويران شدن كتابخانهها ، علم در اروپاى غربى زمينهاى نداشت . در كشورهاى اسلامى ، بازماندهاى از علم يونانى زنده ماند و در اوايل قرون وسطا ، چنان كه اشاره كرديم ، مسلمانان در علوم ، خاصه در علم نور و در رياضيات كه براى علم آينده اهميت داشت ، به ترقيات قابل ملاحظه نايل شده بودند . زكرياى رازى ، ابن سينا و ابن هيثم و عدهاى ديگر در زمينهء فلسفه و علوم طبيعى گامهاى بلندى برداشتند . تجديد حيات علم - در مغربزمين در حدود قرن سيزدهم ميلادى با اكتشاف و ترجمهء دوبارهء آثار يونانى ، مخصوصا با انتشار آثار ارسطو ، فرهنگ عمومى رونقى گرفت ولى همين اكتشاف ، سد راه پيشرفت علم واقعى ، و ايجاد بندهايى براى فكر آزاد علمى شد . . . يك قرن بعد در دورهء رنسانس ، بندها گسسته شد ، ولى توسعه عظيم علم ، از قرن پانزدهم ميلادى آغاز گرديد و روح تحقيقى آزاد پديد آمد ، ولى گذشته از علم نجوم ، علم منظم و مرتبط وجود نداشت . در قرن هفدهم و هجدهم پيشرفت علم سرعت گرفت . گاليله ( 1564 - 1642 ) را عموما پدر فيزيك جديد مىشمارند ، در كارهاى وى ، تخيل و تعقّل به وسيلهء مشاهده و تجربه و تحليل رياضى رهبرى مىشوند ، كار مهم وى در