مرتضى راوندى
518
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دين و كفر : بهنظر ملّاى رومى « دين بىوجود كفر ممكن نيست ، زيرا دين ، ترك كفر است ، پس كفرى ببايد كه ترك او توان كرد ، پس هردو يك چيزند ، چون اين بىآن نيست و آن بىاين نيست . . . و خالقشان يكى باشد . . . » « 1 » هر در كه زدم صاحب آن خانه تويى تو * هرجا كه روم پرتو كاشانه تويى تو در ميكده در دير كه جانانه تويى تو * مقصود من از كعبه و بتخانه تويى تو مقصود تويى كعبه و بتخانه بهانه حافظ و ماكسيم گوركى حافظ در يكى از غزليات دلنشين خود ، خطاب به زاهدان رياكار گفت : . . . عيب رندان مكن اى زاهد پاكيزهسرشت * كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نيكم اگر بد ، تو برو خود را باش * هركسى آن دِرَوَد عاقبتِ كار كه كِشت قرنها بعد ماكسيم گورگى نويسندهء نامدار شوروى گفتار حافظ را با بيانى ديگر تقرير كرد و گفت : « انسان ، چه معتقد به مذهب باشد يا نباشد ، مربوط به خودش است ، انسان آزاد است و خودش حسابش را پس خواهد داد ، مىخواهد ايمان داشته باشد مىخواهد ايمان نداشته باشد . . . هر فكرى مىخواهد بكند ، انسان حسابش را خودش پس مىدهد ، براى همين هم آزاد است . . . انسان نه تويى ، نه من ، نه آنها ، انسان تويى و منم و تمام آنها و آن پيرمرد و ناپلئون و محمد و تمام اوّليها و تمام آخريها . . . همه در انسان است و همه براى انسان است . تنها چيزى كه وجود دارد انسان است و مابقى همه چيزهايى است كه دست انسان ساخته يا مغز انسان . . . انسان ! تو بايد به انسان ، احترام بگذارى ، نه اينكه بر او رحم داشته باشى و دلت برايش بسوزد . . . با ترحّم ، او را خفيف و حقير مىكنى . . . تو بايد او را محترم بشمارى . . . » « 2 » تحديد عقايد و افكار بهنظر برتراندراسل « اين فكر كه جز يك دين همهء اديان باطلند و خداوند بتپرستان را مجازات مىكند سخنى است كه پيامبران بنى اسرائيل آوردهاند » فى الجمله اين پيامبران احساسات ملّى بسيار تندى داشتهاند و انتظار روزى را مىكشيدند كه خداوند همهء مردم غيريهودى را نيست و نابود كند . . . » « 3 »
--> ( 1 ) . فيه ما فيه ، ص 207 . ( 2 ) . از نمايشنامهء اعماق اجتماع ، به نقل از كتاب آزادى و حيثيّت انسانى ، گردآورى جمالزاده ، ص 87 . ( 3 ) . تاريخ فلسفه غرب ، ترجمه نجف دريا بندرى ، ص 595 .