مرتضى راوندى
507
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بايد در تنهايى صورت گيرد و ذكر گفتن ، و دعا خواندن در ميان مردم را عملى ناصواب مىدانند . به گدايان ، اجازه نمىدهند كه در برابر خلق دست نياز دراز كنند و بخشش در مقابل سؤال را تحريم كردهاند . به پيروان ، خود دستور مىدهند كه هر 19 سال يك بار ، كليهء اثاثهء منزل خود را تجديد نمايند . ميرزا بهاء ريش تراشيدن ، را گناه نمىداند و به مردها نيز اجازه مىدهد كه لباس حرير بر تن كنند ، و از حمل آلات جنگ خوددارى نمايند . بهنظر او دست بوسيدن و كرنش كردن ، به هركس و به هر مقام حرام است . تراشيدن موى سر نيز ممنوع شده ، چه بهنظر بهاء موى سر زينت است . استخاره و توسل و توجه به مبدأ ، و تقيه و كتمان ، در مذهب آنان ، مردود است . استفاده از موسيقى و آواز را بلامانع تشخيص دادهاند . سفر براى زيارت قبور پيشوايان دين را عملى بدعتآميز و خلاف شرع مىدانند . ميرزا بهاء آرزو مىكرد كه روزى جهانيان به زبان واحدى تكلم و از خطّ واحدى استفاده كنند . او با دست غذا خوردن را منع كرد ولى استفاده از ظروف طلا و نقره و پوشيدن خز و سمور را بلامانع تشخيص داده و قمار و افيون را تحريم كرده است و مردم را از رفتن به حمامهاى خزينهدار منع كرد و منى را پاك شمرد . بهائيها سه نوع نماز دارند : نماز كبير كه هر 24 ساعت يك مرتبه كافى است ، نماز صغير كه وقتش از ظهر تا ظهر ديگر است و عبارت است از خواندن اين ، دعا : اشهد يا الهى بانّك خلقتنى لعرفانك و عبادتك اشهد فى هذا الحين ، بعجزى و قوتك و ضعفى و اقتدارك و فقرى و غنائك لا إله الا انت المهيمن القيّوم ، و نماز وسطى كه در سه وقت صبح و ظهر و شام ، در هر وقت يك ركعت مىخوانند - مدت روزه را از سى روز به 19 روز تقليل دادهاند كه بايد در اعدل فصول انجام گيرد و حد آن ، از طلوع آفتاب تا غروب آن است كه در ظرف اين مدت ، بايد از خوردن و آشاميدن ، امساك كرد . اشخاص ضعيف ، پيران ، مسافران ، بيماران ، زنان حامله ، زنى كه بچه شير مىدهد ، كاسب يا صنعتكار يا كارگر و يا كارمندى كه كار دشوارى انجام مىدهد ، زن حايض و مستحاضه و نفساء و كسى كه نيّت مسافرت دارد ، از گرفتن روزه معاف است . سيد باب در كتاب احسن القصص ، سورهء 96 و 102 به پيروان خود دستور مىدهد كه با مخالفين ، قتال و محاربه كنند ، ولى عبد البها ، در جلد سوم مكاتيب ، صفحهء 104 ، با تعصب دينى و تعصّب جنسى و تعصب سياسى و تعصب اقتصادى ، و وطنى مخالفت مىكند و مىگويد اين تعصّبها ، هادم بنيان انسانيّت است و مادام كه بشر به اين امور پاىبند است ، روى راحت و آرامش نخواهد ديد . بهنظر او دين ، بايد سبب الفت گردد و الا ثمرى ندارد . باز در صفحهء 318 مكاتيب مىنويسد : بايد همت گماشت تا بىخردان ، از تعصبات جاهليّه دينى و جنسى و اقتصادى و حتى وطنى نجات يابند و از