مرتضى راوندى
490
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يكديگر پيوستند و بيم آن بود كه شهرى ، بر دو گونه شوند و يكديگر را تاراج و غارت كنند . . . شاهزاده ملك قاسم ميرزا حكمران ، عاقلان را بخواند و بر خوان نشاند . . . بين علما و مسببّين هر دو طبقه ، طرح مصالحه درافكند تا عامّهء خلايق از اين منازعه باز رستند . و در پس دكّان كسب و عمل خويش فرو نشستند . . . » « 1 » نظريه كنت دوگوبينو كنت دوگوبينو ، وزير مختار اسبق دولت فرانسه ، در دربار ايران ، در كتاب سه سال در ايران دربارهء شيخيّه چنين نوشته است : « يكى از اين مسلكهاى پنهانى ، مسلك مذهبى شيخى است ، كه شصت يا هفتاد سال پيش از اين در شيراز بوجود آمد . شيخىها كه امروز شمارهشان نسبتا زياد است ، بر سر يك موضوع با شيعههاى ايران اختلاف دارند و آن ، چگونگى زندگى امام دوازدهم يعنى مهدى ( ع ) مىباشد . شيعيان مىگويند امام دوازدهم زنده است و با قالب جسمانى خود ، مرور ايّام مىنمايد تا روزى اراده نمايد و ظاهر شود ، ولى شيخىها با اين عقيده مخالف هستند ، مىگويند كه امام دوازدهم يعنى مهدى ( ع ) با قالب روحانى زنده مىباشد ، آزادى و ظهور او هم به دست خودش نيست ، بلكه مانند ساير بندگان خدا ، تقدير و سرنوشتش به دست خداست . در تعقيب اين نظريّه ، شيخىها مىگويند كه روح امام دوازدهم قابل انتقال است و ممكن است از بدن يك نفر به بدن ديگرى منتقل شود . ديگر از عقايد شيخىها مربوط به ازدواج است مىگويند تعدّد ازدواج گرچه حلال مىباشد ولى كار بسيار بدى است . نيز اين دسته ، در ايران قايل به تساوى زن و مرد هستند و مىگويند كه استعداد زن كمتر از مرد نيست و نبايد او را از امور اجتماعى محروم نمود . شيخىها نسبت به قرآن هم نظريهاى دارند و مىگويند كه شايد بعضى از قسمتهاى قرآن از طرف جبرئيل آورده نشده و حضرت رسول ( ص ) شخصا آنها را تدوين كرده باشد . عقيدهء شيخى ، يكى از عقايد پنهانى است كه درنتيجهء فساد و انحراف بعضى از آخوندها ، در ايران پديدار شده است . . . » « 2 » پس از مرگ « شيخ » مدّت 17 سال سيّد كاظم رشتى كمابيش جانشين شيخ احمد بود . يكى از سخنان سيّد اين بود كه « زمان پيدايش امام زمان نزديك است » . كسى كه بيش از همه ، از اين گفتار سيّد سود جسته سيّد على محمّد باب است ، و اين مرد در همان دورهيى كه بين پيروان سيّد اختلاف افتاده بود و كريم خان ، عدّهيى را دور خود جمع كرده
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 31 . ( 2 ) . سه سال در ايران ، تاليف كنت دوگوبينو ، ترجمهء ذبيح الله منصورى ، ص 76 .