مرتضى راوندى
467
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مانده باشد . فقر ، قحطى ، اسيرى ، ذلت ، رسوايى ، هيچ بلّيه نمانده كه بر سر اين ملك و ملّت جمع نكرده باشند . آنچه داشتيم گرفتند ، آنچه بود خراب كردند . آنچه توانستند فروختند و آنچه هم باقيمانده همه را يقينا به باد فنا خواهند داد . بعد از 50 سال سلطنت و پس از آنكه ايران را مبدل به يك قبرستان ساختند ، حال تازه در تهران مىخواهد قانون بگذرانند - مقصود واضح است : همان فريب خلق و همان كامرانى و ظلم كه در اين مدت مديد ، سنت اولياى اين سلطنت بوده است ، از يك دستگاهى كه بنيانش تماما بر غصب و بر ظلم باشد چه قانونى مىتوان منتظر بود . غاصبين حقوق ملت در دنيا فقط يك قانون شناختهاند : پول بده و الا سرت را مىبرم . غلام ما بشو ، و الا شكمت را پاره مىكنم ؟ آنچه مىكنم همه را تحسين كن و الا تو را و خانه تو را و عيال تو را آتش مىزنم . گوش كنيد اى برادران عزيز ، گوش كنيد - در تحقيق امور ملل ، اول نكته كه بر عموم اولياى عالم ثابت شده آن است كه وجود « قانون » در هيچ ملك ظاهر نمىشود مگر به همدستى سه قدرت جداگانه : 1 . قدرت وضع قانون ، به وسيله نمايندگان مردم ، 2 . قدرت اجراى قانون ، بهوسيله قوه « مجريه » ، 3 . قدرت مراقبت اجراى قانون بهوسيله قوهء قضائيّه » . . . » سپس نويسندگان اعلاميّه خطاب به خوانندگان خود مىگويند « . . . به صراحت خبر مىدهيم كه اين مجلس ملّى براى خلق خالى از نتايج كلى نخواهد بود . . . امروز جميع آدميان اين ملك ، دوست و برادر و همدست و فدوى شما هستند ، در عوض اين ارادت و محبّت عام ، از خلق هيچ توقعى نداريم مگر صفاى آدميت و فكر همت و رستگارى - در مراحل اين اتحاد نجاتبخش ، هيچ اقدام ، هيچ حرف و هيچ انديشه و فكرى نخواهى يافت كه مطابق مصلحت عام و مؤيّد سعادت آحاد ملّت ايران نباشد . » فعاليّت مجمع آدميت مجمع آدميت در تهران و 18 شهرستان ديگر ، مراكزى براى تبليغ آراء و نظريات خود تشكيل داد . در يكى از شعب خود در تهران به نام « جامعه آتشكده » كه به قول نويسندهء روزنامه قانون « علم و غيرت و آتش آدميت در آنجا جمع است » برگزيدگان قوم هفتهيى لااقل يك بار در آنجا جمع مىشوند و با رعايت اختفا در كمال آزادى ، در مسائل مختلف سخن مىگويند . يكى از مسائلى كه مورد بحث قرار گرفت ، عدم پرداخت ماليات به دولت و دربار فاسد قاجار بود .