مرتضى راوندى
457
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حدّى نگذاشتهاند . با كمال تاسف تصديقش كردم . . . » « 1 » در شيراز حاج سياح با شخصيّتهاى مختلفى ملاقات و با آنان بحثهاى سياسى مىكند و به درد دل آنان گوش مىدهد . . . همه مىگفتند ايشان بسيار مظلوم واقع شدهاند . . . » حقوق بشر در ايران عهد ناصرى مظالم و قدرت نامحدود حكّام و استانداران ، قبل از استقرار مشروطيّت فرهاد ميرزا يكصد و بيست هزار تومان ، و يكصد و بيست قاطر گرفته پولها را بار آنها كرده و 125 طاقه شال كشمير هم گرفته روى بارها كشيده براى شاه به تهران فرستاده است ، غير از آنچه براى خود گرفته ، و از حاجى ميرزا محمد معدّل الملك هم 14 هزار تومان گرفته است . » بعد از مظالم و اختيارات نامحدود معتمد الدوله ، و حمايت دربار از او سخن مىگويد و مىنويسد كه معتمد الدوله در خارج شهر ، در دروازهء قصابخانه بناى مدّورى ساخته و به هركس تهمت دزدى زنند ، او را زنده در گچ مىگيرند . بعد مىنويسد معتمد الدوله بيدادگر ، دو كار خير انجام داده است يكى كوتاه كردن دست اشرار و دزدان و ديگرى كم كردن نفوذ ملاهاى منحرف است . شاهزاده ، فهم و سوادش از اكثر اين ملاها بيشتر و خودش اديب است و خلافهاى اينها را مىداند . » حاج سياح بنا به دعوت معتمد الدوله به ملاقات او مىرود و بين طرفين سؤال و جوابهايى درمىگيرد . معتمد الدوله مىپرسد « نظم حاليه فارس را چگونه مىبيند ؟ » گفتم : « قحط اشرار شده كسى را باقى نگذاشتهاند ، لكن اين نظم شخصى است با حضرت اقدس و الا هست و با رفتن شما مىرود » فرمود : « غير از سر بريدن و دست و پا بريدن و شكم پاره كردن ، به خرج ايرانى نمىرود » گفتم : « از تربيت نبايد غفلت كرد . اين افعال ناشايسته از جهالت ناشى مىشود ، اگر از كوچكى ، مردم را تربيت ، و قبح اين اعمال را خاطرنشان كنند . مردم خود ترك اينكارها مىكنند . » فرمود : « به تو نصيحت مىكنم در ايران ، حرف تمدن به زبان نياور كه براى تو خطر جانى دارد . » در شيراز ، تاجرى با حاج سياح ضمن درد دل مىگويد : « من تجارت دارم و تا چند پشت پدرانم در اين كار بوده و زحمت كشيدهاند . با همهء اينها به قدر يك نايب الحكومه بوشهر ثروت ندارم . در ايران ، حكومت و رياست است كه گنج باد آورد است . هرقدر
--> ( 1 ) . خاطرات ، ص 15 به بعد .