مرتضى راوندى
445
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جديدى بنيان نهاد ، و حكمت را از قالب « معقولات » به مفهومى كه پيشينيان و مدرسان به كار مىبرند بيرون آورد و مباحث تازهيى را عرضه داشت ، ميرزا آقا خان كرمانى است . آن مرد هوشمند ، پىبرده بود كه حكمت از علم جدا نيست و اصول تحقيقات و تجربيّات علمى است ، كه پايهء آراى فلسفى جديد را ساخته است و انديشههايى كه براساس علم نباشد حكمت نيست ، بلكه قسمت زياد آن ، خيالبافيهاى پراكنده است . نوشتههاى ميرزا آقا خان از دو جنبهء ديگر نيز تازگى داشت : يكى اينكه به پيروى دانشوران غرب ، كوشش دارد قانون يا قوانين ثابتى را به دست دهد ، كه بر جميع مظاهر و پديدههاى جهان هستى و همه رشتههاى دانش و فن و معرفت انسانى ، قابل انطباق باشد ، ديگر اينكه براى حكمت ، طريقيّت قايل است ، يعنى مثل بيكن و دكارت و اصحاب اصالت تجربه مىگويد فلسفه را بايد براى ترقى اجتماع و بهبود زندگى دنيوى و كمال انسانى بهكار برد و گرنه ثمرى از فلسفه حاصل نمىگردد . . . در مقايسهء فلسفه جديد اروپا با حكمت ايرانى ، آثار و عقايد علماى معقول را يكسره تخطئه مىكند . مىنويسد : ميرداماد ، مهملات حكمت يونان را با خزعبلات هندوان ، و موهومات ايرانيان ، بهمريخته « آش شلهقلمكار » پخته كه ، نه من و شما در اين آش حيران و سرگردانيم بلكه امام غزالى و فخر رازى و بو على هم متحير شدهاند . . . « 1 » « همچنين بايد اسفار ملاصدراى شيرازى ، و شرح الزّيارهء شيخ احمد احسايى و آثار حاجى سيد كاظم رشتى و حاجى كريم خان كرمانى و شيخ مرتضى انصارى و سيد باب را خواند ، و پاى درس ميرزا محمد اخبارى و حاجى ملا هادى سبزوارى نشست تا به حدود اطلاعات علمى آنان پىبرد ، من كه بعضى از پزندگان آن آش را ديده و بافندگان اين قماش را شناختهام و خود روزى « از هردو چشيده و بافتهام » عرض مىكنم هركس به آنان روى آورد ، گرسنه و سرگردان ماند و از هر علمى بىخبر گشته . . . همهچيز را مجهول و تكليفش نامعلوم ، شده است . » « 2 » « . . . تنها افتخار به اين مىكنم كه بعد از شنيدن اقوال متشتته و مخالطه « 3 » با اقوام مختلفه و مطالعه كتب و آثار بسيار از مردم ، بدون محاكمه و امعان نظر ، صرف تقليد و بو الهوسى را كار نبستم و زمام عقل را به دست اين و آن ندادم ، بلكه با پاى خود راه رفتم و با چشم خود نظر كردم و همهجا فكر خود را مقوّم و عقل خويش را منوّر ساختم و
--> ( 1 ) . انديشهها ، ص 66 به بعد . ( 2 ) . از سه مكتوب ( 3 ) . آميزش