مرتضى راوندى
427
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آنها اعتقاد و ايقان داشت و هموطنان خود را به فراگرفتن علم و دانش تبليغ و تحريص مىكرد تا طعمهء استعمار نگردند . به نظر او « هر ملتى را كه رجال متنفذ او زودباور ليّن العريكه و بىعلم و تجربه و فاسد و طلادوست باشند ، با سرپنجهء صيدافكن شاهين اقتدار استرلينگ و روبل و دلار و فرانك زودتر از ديگران شكار مىكنند . » ( سفيه طالبى ، ص 227 ) . طالبوف با جنگهاى استعمارى و تجاوزكارانه به سختى مخالف است و مىگويد سرمايهها و بودجههاى هنگفتى كه صرف تدارك جنگ مىشود بايد صرف آبادانى عالم و آبيارى و عمران صحراهاى لميزرع گردد ( سفيهء ص 144 ) . طالبوف خواهان اتحاد ملل بود طالبوف به اتحاد ملل و سوسياليسم دلبستگى داشت و منتظر روزى بود كه « اختلاف صورى به اتحاد معنوى تبديل گردد . هر كس صلاح خود را در صلاح غير داند و محبت ديگرى را محبت خود شناسد ، بساط مدنيت چيره شود ، و رياست عدل و صدق استقرار يابد ، قضاوت و اقامه شهود لازم نگردد و نقض اقوال و عهود از كسى سرنزند . » ( مسالك المحسنين ، ص 19 ) . طالبوف در مسالك المحسنين مخالفت خود را با فئوداليسم و مالكين بزرگ و خالصهء ديوانى اعلام مىكند و مىگويد كليّهء زمينها ، بايد به تبعه ايران و كشاورزان بىزمين فروخته شود - تا مردم ، مختار و مالك زمين خود باشند . او با پيروى و تبعيّت كوركورانه از تمدن غرب مخالف است و معتقد است كه بايد علوم و معارف و صنايع و ديگر مظاهر مفيد تمدن غرب را فراگرفت و رسوم ناپسند آنان را به دور ريخت . وى در مقام اندرز به هموطنان تجددخواه خود مىگويد : از هيچ ملت ، جز علم و صنعت و معلومات مفيد ، چيزى قبول نكنى ، تقليد ننمايى ، يعنى در همهجا و هميشه ايرانى باشى و از بركت علم و معاشرت ملل خارجه ، بفهمى ، و حالى شوى كه مشرق زمين غير از مغرب زمين است ، از آنها جز نظم ملك چيزى استفاده نكنى ، مبادا شعشعه ظاهرى آنها ، ترا بفريبد ، مبادا تمدن مصنوعى ، تو را پسند آيد . . . » « 1 » ميرزا ملكم خان غير از آخوندزاده ، ميرزا ملكم خان نيز در تبليغ و اشاعهء افكار جديد ، سهم بهسزايى دارد . ملكم غير از تبليغ افكار جديد ، سادهنويسى را در ايران رواج داد . وى علىرغم روش متقدّمين با عبارتپردازى و
--> ( 1 ) . نقل از ويژگيها و . . . پيشين ، از ص 394 بهبعد ( به اختصار ) .