مرتضى راوندى
421
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مادام كه به واسطهء علم ، مردم قادر نيستند كه حق را از باطل فرق دهند ، هر روز يك شيخ احمد بحرينى و هر روز يك « باب » و يك ركن رابع ظاهر خواهد شد و به عالم ، فتنه و آشوب خواهند انداخت و خلق را سرگردان و بدبخت خواهند كرد . » چون علم رواج يافت « راه امثال ايشان هم بسته مىشود و خلق از جهالت و فتنه و آشوب آزاد مىگردند . بىدانشى و ناآگاهى بعضى از مردم حدّى ندارد ، حتى مىگويند تشريح مردگان حرام است ، چه اگر اعضاى مرده را جدا سازند بدنش با اعضاى ناقص به حشر خواهد آمد . . . علم طب در مغرب ، از دولت سر تشريح مردگان ترقى يافته است ، ولى در بعضى از ممالك شرق كسانى هستند كه تختهبند همان قواعد عصر سقراط و بقراطند - در ضمن ، گروهى استاد فن مفتخورى هستند در معابر و كوچهها گدايان بىحساب در هر طرف ، جلو مردم را گرفته مىگويند من به هيزمچينى نمىروم ، با حفر قنات آب از زمين بيرون نمىآورم ، زمين نمىكارم ، كشت نمىدروم ، مفت مىخورم و ول مىگردم . . . شما به ما فقرا فطريّه و زكات بذل كنيد . . . . . . به هر چيز كه دست مىزنى نشانهيى از جهل و بىذوقى در آن مىيابى . . . « 1 » اصالت عقل و تجربه جنبهء ديگر تفكر فلسفى ميرزا فتحعلى ، اعتقاد او به اصالت عقل و تجربه است . در دايرهء امكان اشرف از عقل چيزى را نمىشناسد ، براى اثبات آنكه ترقى انسان به عقل است . . . خطاب به جلال الدّوله مىگويد : براى فهميدن مطلب من ، بايد تو ، عقل صرف را سند و حجت دانسته باشى نه نقل را كه بعضى آن را بر عقل مرجّح شمردهاند ، آنان عقل را از درجهء شرافت و اعتماد انداخته و در حبس ابدى نگاه داشتهاند ، جاى ديگر مىگويد : ما ديگر از تقليد بيزار شدهايم ، تقليد خانهء ما را خراب كرده است . . . پايهء حكمت را علم مىداند و اساس علم را آزمايش و تجارب حسّى مىشمارد . . . او كه از پيروان عقل است ، اخلاق را نيز بر پايهء عقل مىنهد و ريشهء آن را در قانون طبيعت مىشناسد . احكام تعبّدى و تهديد ، پاكيزگى اخلاقى را تضمين نمىكند ، دانش و بينايى است كه آدمى را به نيكى و راستى و پرهيز از بدى و كجروى رهنمون مىشود . اعتقادات سخيف ، عامل اصلاح اخلاق مردم نگشته به دليل اينكه ، مىبينم ، دزدان ، و راهزنان و قاتلان از عوام الناس و از معتقدان به خرافات بهظهور مىرسند ، هيچ از عرفا و علماى واقعى ، دزد و راهزن و قاتل ديدهاى ؟ جاى ديگر به وزير علوم مىنويسد : ما مسلمانان از هجرت تا امروز پيوسته در منابر و مساجد و مجامع و مجالس به توسط علما ،
--> ( 1 ) . انديشههاى فتحعلى آخوندزاده ، ص 213 بهبعد . ( به اختصار )