مرتضى راوندى

408

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

راه ازادى و بيدارى ملت ايران از كف داده‌اند ، معرفى مىكنيم . پرچم‌داران انديشه‌هاى جديد فلسفى و اجتماعى در ايران منتقدين اجتماعى ميرزا فتحعلى آخوندزاده آخوندزاده ، يكى از فرزندان پرشور و آزاديخواه و اصلاح‌طلب ايران است . پدرش تبريزى و مادرش مراغه‌يى بود و به قول خودش از نژاد « پارسيان » و وطنش ايران عزيز است . پس از فراگرفتن دانشهاى مقدماتى در گنجه زيرنظر ميرزا شفيع كه دانشمندى روشن‌ضمير بود . به آموختن حكمت و عرفان مشغول شد . ميرزا شفيع ، روزى از شاگردش پرسيد : از تحصيل علوم چه منظورى دارى ؟ گفت مىخواهم روحانى شوم . استاد با شنيدن اين سخن ، خطاب به او گفت : چون روحانى زياد است ، شغل ديگرى پيش‌گير . ميرزا فتحعلى به مرور زمان از بركت تعاليم استاد به كشف حقايقى جديد توفيق يافت و در نتيجهء مطالعه و پژوهش در آثار دانشمندان ، پردهء اوهام و خرافات از پيش چشم او برداشته شد و كارش به‌جايى رسيد كه ميرزا شفيع ، از ذهن انتقادى و بلوغ فكرى او در كودكى سخن گفت و اظهار اميدوارى كرد كه در بزرگى مصدر خدمات مهمى گردد . دوّمين مرحلهء تحول فكرى ميرزا فتحعلى در تفليس آغاز شد ، در اين شهر ، او زبان روسى را به خوبى آموخت و با بسيارى از آزاديخواهان و صاحبنظران آشنا شد . او در محفلى كه ، ديوان عقل ، نام داشت شركت مىكرد و دربارهء شاعران به گفتگو مىپرداخت . در آن ايّام ( 1250 هجرى - 1834 ميلادى ) تفليس ، مركز فعاليتهاى فرهنگى و سياسى بود . او توانست با بسيارى از شخصيّتهاى فرهنگى و سياسى آن ايام آشنا شود و از خرمن دانشها و اطلاعات عمومى آنان خوشه‌چينى نمايد . پس از چندى ، مقام فكرى و موقعيّت اجتماعى ميرزا فتحعلى ، بالا رفت تا جايى كه وى را ، در ايران و قفقاز و روسيه و عثمانى مىشناختند و در محافل هنرى تفليس ، مسكو و پترزبورگ ، پايهء ارجمندى داشت . . . از اهل دولت و شاهزادگان ، هركس گزارش به تفليس مىافتاد ، سراغ او مىرفت از ياران نزديك و صميمى ميرزا فتحعلى و به اصطلاح خودش « همرازان » او ، اين كسان را مىتوان