مرتضى راوندى

395

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

گفت : « مسلما . من به برادرى افراد و يگانگى انسان ، ايمان دارم . . . « 1 » » از آنچه گذشت ديديم كه پس از مرگ ميرداماد ، ملاصدرا به پيروى از روش استاد خود كوشيد ميان حكمت ، عرفان ، كلام و ظاهر شرع يعنى قرآن و حديث ، سازشى نسبى ايجاد كند ، بااين‌حال ملاصدرا و همفكران او ، همواره با روحانيان قشرى در نبرد بودند . ملاها و روحانيان ، در اواخر دورهء صفويهء يعنى در عصر انحطاط اجتماعى ، اقتصادى و فكرى ايرانيان ، قدرت و نيروى فوق العاده‌يى كسب كردند و در مقابل جنبش فكرى بسيار ضعيفى كه از دورهء ملاصدرا پيدا شده بود به سختى پايدارى مىكردند . حتى مرد دانشمندى چون شيخ بهاء الدين عاملى چون مرد علم و عمل بود مناسبات خوبى با مردانى چون مجلسى و فيض الله تفرشى نداشت . از كارهاى عملى اين مرد دانشمند ، شمعى بود كه او در تون حمامى در اصفهان قرار داد و از بركت حرارت اين شمع ، قرنها حمام گرم بود ، مىگويند تنى چند از علماى انگلستان ، براى كشف اين معّما به اصفهان آمدند و پس از شكافتن زمين به مخزنى سنگى رسيدند كه زير آن شمع كوچكى مشتعل بود . دانشمندان شمع را همراه خود بردند كه از راز آن باخبر شوند ولى به كشف اسرار آن توفيق نيافتند ، منارجنبان اصفهان ، و گنبد مسجد شاه اصفهان را نيز منسوب به شيخ بهائى مىدانند . . . براى آنكه پژوهندگان ، از ميزان مخالفت مردم عامى ، با علوم عقلى آگاهى يابند وقف‌نامه مدرسهء مريم بيگم را نقل مىكنيم : مخالفت با علوم عقلى در مدرسهء مريم بيگم كه آن را مريم بيگم ، دختر شاه صفى در سال 1115 هجرى بنا ، و وقف كرده بود ، وقف‌نامه‌يى وجود دارد كه مطالعهء آن براى آشنا شدن با سير علوم و افكار در اواخر عهد صفويه ، خالى از فايده نيست ، اينك قسمتى از وقف‌نامه : « . . . بايد سكنهء مدرسه مذكوره مشغول تحصيل علوم دينى كه فقه و حديث و تفسير و مقدمات آنهاست و صالح و متقى و پرهيزگار و از اهل قناعت باشند ، و از زمرهء ارباب بطالت و كسالت و شرارت نبوده حجرهء خود را معطّل و مقفّل نگذارند بلكه شب و روز ، در حجرهء خود به مباحثه و به مطالعه و عبادت مشغول باشند و اگر يك سال بر احدى بگذرد كه ترقى ، در حال او به حسب علم و عمل حاصل نشده باشد يا مظنون مدرّس بود كه قابل ترقى نيست ، از مدرسه اخراج نمايند و جماعتى كه در عرض يك سال در علم و

--> ( 1 ) . مجلهء سخن ، مرداد 1335 ، ص 518 .