مرتضى راوندى

383

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مدارس مىرسيد ، به امرا و ملوك نزديكى پيدا مىكرد و مورد اعجاب و احترام خلق واقع مىشد و به راحتى زندگى مىكرده است ، درحدى كه مشتغلين به علوم عقلى و فلسفى ، به فقر و بينوايى به سر مىبردند و دانش و حكمتشان مايهء نكبت و ادبار مىگشت و غالبا مورد مزاحمت عناصر بيمايه و قشرى ، و تفسيق و تكفير آنها مىشدند و حتى بزرگان از قبيل شيخ شهاب الدين سهروردى مؤلف « حكمت الاشراق » جان بر سر آزادى فكر و پيروى از فلسفه مىنهند . » تحديد عقايد و مبارزه با علم و فلسفه درهمين زمينه فروزانفر در كتاب « شرح احوال و نقد و تحليل آثار شيخ فريد الدين محمد عطار نيشابورى » مىنويسد : « . . . در همين روزگار ، عين القضاة ميانجى را به دار كشيدند و جسدش را با نفت سوزانيدند ( 525 ) و شهاب الدين يحيى بن حبش بن اميرك سهروردى را كه از نوادر ايّام بود در حلب به قتل رسانيدند ( 587 ) و كتابخانهء ركن الدين عبد السّلام را كه مشتمل بود بر كتب حكمت و علوم اوايل به امر النّاصر لدين الله احمد بن المستضبى ( 622 - 575 ) به آتش سوختند و خود او را به سبب مطالعه و جمع كتب فلسفى به زندان افكندند ، و هم به فرمان اين خليفه به روايت شهاب الدين ابو حفص عمر بن محمد سهروردى ( 632 - 539 ) عده‌ايى از كتب فلسفه و نسخ شفاى بوعلى را در شوارع بغداد به آب شستند و به آتش سوختند . ولى سهروردى ، علىرغم دشمنان و بدخواهان خود ، به سبب دانش و قدرت مبتكرانهء تفكر خود و به سبب آنكه بنيان‌گذار حكمت اشراق است در تاريخ فلسفه ، جايى همانند ابو على سينا ، مهمترين سخنگوى « حكمت مشاء » باز مىكند . سهروردى ، عرفان و فلسفهء اشراق را با منطق درآميخت و حلقهء واسطه است ما بين اين دو جريان ، خود سهروردى برآن است كه ابن سينا براى ايجاد يك فلسفه مشرقى كوشيده ولى بر آن دست نيافته است . وى ، خود را در ايجاد اين فلسفه ، به كلى مبدع مىداند . . . براى ايرانيان عقل‌گرا ( راسيوناليست ) سهروردى به‌ويژه از جهات زيرين موجودى محترم و عزيزيست : 1 . اينكه به خاطر علم و تعقل علمى شهيد شده ، 2 . اينكه به ازليت علم و عينيّت وجود باور داشته ، 3 . اينكه سنت مثبت و فلسفه خسروانى ايرانى را دربارهء نبرد نور و ظلمت در فلسفه‌يى بديع و مبتكرانه وارد ساخته و تنها به دنبال تقليد و تكرار نرفته است . ديگر اينكه به اصالت و قاهريت مبدأ عالم انوار معنوى ، معتقد بود و غلبهء آن را بر