مرتضى راوندى

376

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زرتشتيان است . . . شيخ اشراق . . . روش استدلالى را با اشراق بياميخت و غايت فلسفه را نجات نفس از زندان ظلمانى هوى و هوس و هواجس « 1 » نفسانى دانست ، رياضت و تزكيهء نفس را لازمهء علم كامل مىشمرد و در تلفيق فلسفه و دين و نيز فلسفهء يونانى و حكمت ايران باستان كوشيد . . . » « 2 » سهروردى در مقدمهء حكمت الاشراق خطاب به ياران و همفكران خود چنين مىنويسد : « برادران ، چون چندين مرتبه از من پرسيديد كه حكمت اشراق چيست ؟ اين بود كه ناگزير شدم در اين موضوع چيزى بنگارم و اگر خداوند ، با دانشمندان پيمان نبسته بود كه علم و خرد را پنهان نكنند و نيز اگر نفرموده بود كه علما آنچه را مىدانند بايد بگويند ، هرگز حاضر نمىشدم كه با سختيهايى كه در اين كار است و پيش‌بينى كرده‌ام لب بدين سخنان بگشايم و بحثى آغاز كنم . . . » « 3 » سهروردى پس از مقدمه‌يى در پيرامون اصالت وجود يا اصالت ماهيّت ، چنين مىگويد : عده‌يى از حكماء مشاء و ابن سينا اصالت وجود را امرى عقلى و مسلم مىدانند ولى شيخ اشراق در اين مقوله با آنها همداستان نيست و بر خلاف آنان ماهيت را اصل دانسته و وجود را امرى اعتبارى و انتزاعى به‌شمار مىآورد . در كتاب مجموعه آثار فارسى شيخ اشراق ، دكتر سيد حسين نصر ، راجع به اصول و مبانى حكمت اشراقى چنين مىنويسد : مقصود از « حكمت اشراقى » . . . به‌طور كلى ، هر نوع حكمتى كه مبتنى بر تنوير و اشراق عقل باشد نيست مانند آنچه در مكتب نوافلاطونيان و اگوستينىهاى غرب مشاهده مىشود . . . به يك معنى پيروان آنان ، همگى اشراقىاند ولى به معنى خاص كلمهء اشراق . . . حكمت اشراقى اولّا ذوقى است و در عين حال كه استدلال و فلسفه استدلالى را پايه و لازمهء خود به‌شمار مىآورد تربيت منظّم عقل نظرى ، و نيروى استدلالى را اولين مرحله كمال طالب معرفت مىشمارد . ماهيّت حكمت اشراق پس حكمت اشراقى حكمتى است كه مىكوشد رابطه‌يى بين عالم استدلال و اشراق با تفكر استدلالى و شهود درونى ايجاد كند و درواقع برزخى است بين فلسفه و كلام مدرسى و تصّوف محض خانقاهى . ثانيا حكمت اشراقى ، آگاهانه درصدد احياى حكمت خسروانى و فهلوى ايرانيان باستان و نيز حكمت

--> ( 1 ) . هواجس : آرزوهاى نفسانى ( 2 ) . تلخيص از معارف اسلامى ، تأليف دكتر سيد حسين نصر ، ص 120 . ( 3 ) . خلاصهء افكار سهروردى و ملاصدرا ، به قلم اكبر داناسرشت ، از ص 6 به بعد .