مرتضى راوندى
354
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و در پايان عمر ، موج اعتقادات الهى بر جهات عقلى غلبه كرده است . . . « 1 » دوران ابن خلدون دوران ابن خلدون ( قرن هفتم هجرى - سيزدهم ميلادى ) از نظر آشوبها و اغتشاشات ، يكى از ادوار استثنايى است . مغولان ممالك اسلامى را تسخير كرده و وارد قارهء اروپا شده بودند و فساد و عدم ثبات در خاورميانه سايه افكنده بود . در قرن هشتم هجرى ( چهاردهم ميلادى ) - يعنى عصر ابن خلدون ، بحران سياسى ، اقتصادى و فرهنگى ممالك اسلامى را فراگرفته بود . ابن خلدون به اقتضاى روح ناآرام و حادثهجويى كه داشت ، مدتها ، خود را با مناصب و مشاغل گوناگونى سرگرم مىكرد ، در بسيارى از حوادث سياسى با سلاطين و زمامداران دوران خود همراه و همقدم بود . در جريان جنگى كه بين سلطان مصر و امير تيمور به وقوع پيوست ابن خلدون دستگير شد و او را نزد امير تيمور بردند و مورد توجّه او قرار گرفت . بطوركلى ابن خلدون در بسيارى از جريانات سياسى عصر خود شركت جست ، ملّتها و دولتهاى بسيار ديد ، كه بعضى در حال قدرت و تسلّط بودند و بعضى در سراشيبى ضعف و زبونى ، و خود در اين جريانات و دگرگونيها سهمى بسزا داشت و پس از يك رشته مطالعات عملى ابن خلدون ، از سياست كناره گرفت و در قلعهيى ، خلوت گزيد و حاصل تجارب ، مطالعات و انديشههاى سياسى خود را در كتاب « مقدمه » كه سبب اشتهار علمى او شد تأليف و تدوين نمود . مقدمهء ابن خلدون در عصرى به رشتهء تحرير درآمد كه اروپائيان در اثر دگرگونيهاى اقتصادى و اجتماعى ، ايجاد تمركز و محو تدريجى فئوداليسم و بهتر شدن وسايل توليد ، راه ترقى و تعالى پيش گرفته بودند و ملل آسيا بهخصوص كشورهاى خاورميانه در اثر عدم ثبات و جنگهاى فئودالى و بىتوجهى و خيانت زمامداران رو به انحطاط و قهقرا نهاده بودند . ابن خلدون در نگارش مقدمه ، كوشيد تا به كشف « قوانين تاريخى » برسد ، از اينرو به ذكر حوادث تاريخى بسنده نكرد ، بلكه سعى كرد با تحليل وقايع تاريخى ، اهميّت خاصّى را كه پديدههاى اجتماعى دارند روشن كند . « مقدمه » كوششى است در راه نقد تاريخ و حمله بر مورخان ديگر ، كه در نقل روايات به نظر انتقادى نمىنگريستند . جنبهء مهّم « مقدمه » جنبهء اجتماعى آن ، يعنى تعليل پديدههاى اجتماعى است . اجتماعات بشرى در طول تاريخ ، امرى و پديدهيى واقعى هستند ، از اينرو بايد در پيدايش و اختلافات موجود بين آنها و طريق معيشتشان به جستجو و تحقيق پرداخت . او در اين جستجو كمابيش به تأثيرى كه محيط جغرافيائى ،
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 229 و 233 .