مرتضى راوندى
322
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىكنى ! » « 1 » شرايط پزشكى در چهار مقالهء نظامى عروضى در قرن ششم هجرى ، مختصّات يك پزشك حاذق ، چنين توصيف شده است : . . . طبيب بايد كه رقيق الخلق ، حكيم النفس ، جيد الحدس باشد ، اعنى كه او را سرعت انتقالى بود از معلوم به مجهول . . . دليل از نبض مىبايد گرفت و نبض حركت انقباض و انبساط است و سكونى كه ميان دو حركت افتد . . . و تفسره « 2 » را نيز همچنان الوان و رسوب او نگاه داشتن و از هر سويى بر حالتى دليل گرفتن ، نه كارى خرد است . . . بايد طبيب منطق بداند ، و جنس و نوع بشناسد ، و چون علت نشناسد ، در علاج مصيب نتواند بود ، و ما اينجا مثلى زنيم تا معلوم شود كه چنين است كه همى گويم : مرض جنس آمد و تب و صداع و زكام و سرسام و حصبه و يرقان نوع ، و هر يكى به فصلى از يكديگر جدا شوند و از اين هر يكى باز جنس شوند ، مثلا تب جنس است وحمى يوم و غب و شطرالغب و ربع ، انواع ، و هريك به فصلى ذاتى از يكديگر جدا شوند ، چنان كه حمى يوم جدا شود ، از ديگر تبها بدانكه درازترين مدّت او يك شبانهروز بود و درو تكسّر و گرانى و كاهلى وارد نباشد ، و تب مطبقه جدا شود از ديگر تبها بدانكه چون بگيرد تا چند روز باز نشود و تب غب جدا شود از ديگر تبها بدانكه روزى بيايد و ديگر روز نيايد و تب شطرالغب جدا شود از ديگر تبها بدانكه يك روز سختتر آيد و درنگش كمتر باشد و يك روز آهستهتر آيد و درنگش درازتر بود . . . چون طبيب حاذق باشد و بداند كه كدام تب است و مادّت آن چيست ، مركب است يا مفرد ، زود به معالجت مشغول شود . . . » « 3 » مولوى ، در جلد چهارم مثنوى معنوى ، به پارهاى معالجات و تلاشهاى پزشكى مردم كوچه و بازار ، براى نجات بيماران اشاره مىكند ، براى آنكه خوانندگان به حدود اطلاعات طبى تودهء مردم و خانوادهها در هفت قرن پيش ، كموبيش آشنا شوند بيتى چند از كتاب مثنوى مولانا جلال الدين رومى را نقل مىكنيم : آن يكى دَبّاغ در بازار شد * تا خَرَد آنچه ورا ، در كار بُد چونكه در بازار عطّاران رسيد * ناگهان افتاد بيهوش و خميد
--> ( 1 ) . مقاله دكتر باستانى پاريزى ، راجع به شاهنشاهى عضد الدوله ، به نقل از راهنماى كتاب ، سال سيزدهم ، شمارهء 3 و 4 ، ص 282 . ( 2 ) . پيشاب . بول ( 3 ) . نظامى عروضى ، چهار مقاله تصحيح محمد معين ، ص 106 به بعد .