مرتضى راوندى
255
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و روح نقّاد و وسعت نظر و آزادمنشى بيرونى را ندارد و اشتباهات وى ، از بيرونى بيشتر است . . . ابن سينا در وسعت افق علمى و فلسفى از همگنان خود ممتاز است . نفوذ وى بسيار دامنهدار بود و از ديار شرق گذشته به اندلس رسيد ، و در فلسفهء ابن رشد و ابن ميمون اثر گذاشت و به دنياى مسيحى لاتينى و فيلسوفان مدرسى نيز رسيد . تأثير فراوان افكار ابن سينا در فلسفهء البرتوس ماگنوس ( Magnus ) و توماس اكيناس ( Aquinas ) حيرتانگيز است . روجربيكن انگليسى ، او را بزرگترين استاد فلسفه بعد از ارسطو ، لقب مىدهد . با مرگ ابن سينا تقريبا دوران فلسفه در مشرق به سر رسيد ، زيرا تمايلات سنيگرى سلجوقيان و بيم رجال دين از افكار جسورانه فلسفى ، و پيروزى تصوف غزالى ، خيلى زود انديشه فلسفى را از ميان برد . منابعى كه هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است متاسفانه اطلاعات ما دربارهء سه قرن از ( 133 - 442 هجرى 750 - 1050 ميلادى ) كه فكر اسلامى در اثناى آن شكوفا شد بسيار ناقص است ، زيرا هزاران نسخهء خطّى عربى در علوم و ادبيّات و فلسفه همچنان در كتابخانههاى دنياى اسلام نهان مانده است . تنها در اسلامبول سى كتابخانه در مسجدها هست كه از نسخههاى خطى آن اندكى منتشر شده است . در قاهره و دمشق و موصل و بغداد و دهلى ، مجموعههاى فراوانى هست كه حتى فهرستى براى آن آثار تنظيم نشده است . در سكوريال ، نزديك مادريد ، يك كتابخانه مفصلى هست كه هنوز نسخههاى خطى آن را در علوم و ادبيات و دين و فلسفه اسلام شمار نكردهاند . اطلاعاتى كه درباره ثمرات فكر اسلامى در اين سه قرن داريم اندكى از باقيماندهء آثار آنهاست . . . اگر علما ، اين ميراث فراموش شده را كشف كنند به احتمال قوى قرن دهم مشرق اسلامى را در تاريخ علوم عقلى انسانى ، به صف قرون طلايى خواهيم برد . . . « 1 » فلسفهء بوعلى بوعلى ، فلسفه را به دو قسمت نظرى و عملى تقسيم مىكند . فلسفه نظرى او از سه بخش طبيعيات ، رياضيات و الهيّات سخن مىگويد و فلسفهء عملى بوعلى شامل سه بخش اخلاق ، تدبير منزل و سياست مدن مىباشد . بوعلى مانند فارابى موجود را به واجب الوجود و ممكن الوجود تقسيم مىكند و
--> ( 1 ) . ويل دورانت : تمدن اسلامى ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، از ص 171 تا 176 .