مرتضى راوندى

224

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

توجه به سلامت جسم امكان‌پذير نيست و روح و فكر آدمى نيز بايد مراحل تكامل را طى كند تا به صورت « موجود الهى » درآيد و متّصف به صفات الهى گردد - براى حصول سعادت معنوى بايد با اهل علم آشنا و مأنوس گرديد و حتى الامكان از مصاحبت جاهلان احتراز كرد - ابن باجه ، نخستين فيلسوف اندلس ، و كسى است كه آثار و افكار او در تكوين آراى ابن طفيل و ابن رشد سهمى بسزا داشته است . « 1 » جمعيّت اخوان الصّفا در قرن چهارم هجرى ، عده‌يى از حكما ، براى نزديك كردن دين اسلام با حكمت يونانى ، دست به تأليفات گوناگونى زدند كه در رأس آنها جمعيت اخوان الصّفا و خلان الوفا را مىتوان نام برد ، عده‌يى ، آنها را از شعب شيعهء فرقهء اسماعيليه شمرده‌اند و برخى معتقدند كه نمىتوان آنها را به مذهب خاصى منسوب داشت . اين جماعت براى اينكه بتوانند فارغ از مخالفت اهل دين ، آراء و نظريات خود را اشاعه دهند ، رسالاتى بدون ذكر نويسنده منتشر مىكردند ، و در اين آثار كه به گفته‌هاى حكما و متفكّرين ايرانى و يونانى و هندى استناد شده و در حقيقت دايرة المعارف فلسفى و طبيعى آن زمان است ، سعى و كوشش فراوان به‌عمل آمده است ، تا شريعت اسلام و فلسفهء يونانى را باهم سازش دهند و از اين راه ، دين را از آلودگيها و گمراهيها پاك نمايند . چون اين رسايل را بر ابو سليمان منطقى سيستانى عرضه كردند ، گفت : نزديك كردن شريعت اسلام با فلسفه ممكن نيست ، چه پايهء فلسفه بر تعقل و چون و چراست ، درحالى كه دين براساس تعبد قرار گرفته و در آن چون و چرا راه ندارد . رسوخ فلسفه در دين موجب انشعاب و تشتت در بين پيروان آن خواهد شد . بعضى معتقدند پيروان اين مكتب بيشتر از بين ملل تابع اسلامى برخاسته‌اند و در لباس اظهار عقايد مذهبى و فلسفى كوشيده‌اند تا احزاب و اجتماعاتى به منظور مبارزه با دستگاه خلافت به‌وجود آورند . جلال همائى دربارهء اين جمعيت چنين مىنويسد : « . . . در اواسط قرن چهارم هجرى انجمنى پنهانى در بصره يا بغداد تشكيل شد . اعضاى اين انجمن ، جمعى از علما و دانشمندان بزرگ اسلام بودند ، نام اين جمعيت اخوان الصفا و مرام اصلى يا اساسنامه آنها اين بود كه مىگفتند ديانت اسلام به خرافات و اوهام آميخته شده است و براى پاك كردن دين و مذهب از آلودگيهاى ضلالت‌انگيز جز فلسفه راهى نيست . شريعت عربى آنگاه به كمال مىرسد كه با فلسفهء يونانى درآميزد و

--> ( 1 ) . حنا الفاخورى ، خليل البحر : تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء آيتى ص 605 تا 609 به اختصار .