مرتضى راوندى

194

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بهره برده‌اند نخست ارزيابى و آنگاه شناخته‌تر و شناسانده‌تر شود . . . دانشگاهها و فرهنگستانهاى ما ، آنگاه بارورتر و برومند و معنىدار خواهند بود كه باز بيرونىها و ابن سيناها ، بپروراند و گرنه به گفتهء سعدى : نقش ديوار خانه‌اى تو هنوز * گر همين صورتى و القابى حاصل دانشگاهها و مؤسسات پژوهشى بايد سخنوران دلير ، پژوهندگان بت‌شكن نوآور ، متفكرينى در رديف جهانى و خلاصه مشكهاى خودبوى باشد نه نامهاى عطارگوى ، و وضع مقررات گسترده و گواهىنامه‌هاى پرطمطراق . . . چرا روشى پيش نگيريم كه اين نازايى فرهنگى پايان يابد . . . » « 1 » روابط فرهنگى ايران و هند در قرون وسطا نفوذ و تأثير متقابل فرهنگ هندى و اسلامى در يكديگر پس از آنكه زبان عربى و « درى » از راه خراسان و كابل و زابل به سرزمين هند راه يافت ، علماى مشهورى در علوم اسلامى و ادب عربى در اين سرزمين نشو و نما كردند و عامل مؤثرى در اختلاط فرهنگى در اين عصر گرديدند ، نظير اسرائيل بن موسى بصرى « 2 » كه به هند آمد و در رشتهء حديث استاد بود و عبد الله اشتر بن محمد نفس زكيّه علوى ، كه در عصر منصور به سند آمد و از فقهاى امّت بود و به حكايت الانساب سمعانى با همكارى عده‌يى ديگر در نشر دين و فرهنگ اسلامى در سند نقش مهمى داشتند « 3 » ، غير از زبان عربى زبان درى نيز در سرزمين سند رواج يافت و هنگامى كه بشارى مقدّسى در قرن چهارم به سند رسيد ، در منصور پايتخت آن ، با قاضى ابو محمد منصورى و عده‌يى از فقهاى حنفى گفتگو كرد . در همين ايام در ملتان زبانهاى فارسى و سندى هردو رايج بود و اعراب آنجا به قول ابن حوقل زبان درى را هم مىدانستند . به گفتهء مسعودى نفوذ دينى و فرهنگى اسلامى و خراسانى درين عصر تا « قنّوج » شهر مشهور هندى هم رسيده

--> ( 1 ) . سيماى علمى ابو ريحان بيرونى ، پروفسور فضل الله رضا ، سال هفدهم ، شماره‌هاى 7 و 8 و 9 مجله راهنماى كتاب ، ص 473 به بعد سال 1353 . ( به اختصار ) . ( 2 ) . نزهة الخواطر ، از عبد الحى هندى ، ص 45 . ( 3 ) . مروج الذهب ، 1 / 372 .