مرتضى راوندى
183
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تصانيف خود به جمع بين مبانى شرع و اصول معقولات مبادرت كرده است ، علاوهبر اين او به عقايد معتزله هم توجه و علاقهيى داشته و بعضى از رسالاتش مانند « فى انّ افعال البارى جلّ اسمه كلها عدل لاجور فيها » به قصد اثبات اصل معروف معتزله ، در اينكه ذات واجب فقط مصدر خير است و منشأ شرّ نفس ماست ، نگاشته شده بود . . . » « 1 » انديشههاى معتزله براى آنكه خوانندگان بيشتر با انديشهها و افكار معتزله آشنا شوند جملهيى چند از گفتار آنان را از كتاب « تبصرة العوام » نقل مىكنيم : حسن رازى نويسنده تبصرة العوام ضمن گفتگو از مقالات كرّاميان از قول قاضى زوزنى مىنويسد : « ابو عبد اللّه كرام را كتابى است از تصانيف او و آن را نام « كتاب السّر » است و به خط خود بر پشت آن كتاب نوشته است لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ و از جمله چيزها كه در آنجا ياد كند گويد چه فايده است در آفريدن سباع و چون آفريد قوت آن را گوشت كند و ايشان را به حيوانات مسلط كند ، تا خونشان مىريزند و گوشتشان مىخورند و مىتوانست كه قوتشان نبات و گياه كند و نكرد ، و اگر بكردى به حكمت نزديكتر بودى « 2 » . . . سپس از خوراك بنىآدم گفتگو مىكند و مىنويسد : انسان گوشت شتر و گاو و گوسفند . . . مىخورد كه هيچ گنه ندارد ، از براى چه گوشت اينها مباح كرد و در كدام حكمت روا بود كه عاصيان و گمراهان را بر مطيعان مسلط كند ، . . . چه فايده است در آفريدن مار و كژدم و موش . . . اين كتاب را از بهر آن « سر » خوانند كه آن را ظاهر نكنند الا بر خواص قوم . . . كتاب السّر از اول تا آخر در تشنيعات و اعتراضات بود بر خداى تعالى و رسول و جمله انبيا و آنچه ياد كردم انموذ چيست ( يعنى نمونه و نموداريست ) از آن هزاران . . . » « 3 » نويسندهء « تبصرة العوام » ضمن بحث در پيرامون فرق معتزله مىنويسد : « اما نظّام و اتباعش گويند خداى تعالى بر فعلى قادر بود كه بداند كه صلاح خلق در آن است و نتواند كه چيزى كند با بندگان كه صلاح ايشان در آن نباشد و نتواند كه زياده كند بر عذاب اهل دوزخ و نتواند كه چيزى از آن كم كند و همچنين نتواند كه زيادت كند بر نعيم اهل بهشت و نتواند كه نقصان كند و گويد كه خداى قادر نبود بر آنكه درويش را توانگر كند و
--> ( 1 ) . سه حكيم مسلمان ، دكتر نصر ، صفحه 16 . ( 2 ) . تبصرة العوام ، . ( 3 ) . تبصرة العوام ، ص 65 به بعد .