مرتضى راوندى
151
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
راس هذا الامر و ابوك راسه و نظامه . يعنى : تا كى اين كشتزار را لگد مىكنيد و به اين سنگ پناه مىبريد و اين خانهيى را كه از سنگ و گل ساخته شده مىپرستيد و مانند شتر فرارى پيرامون آن مىدويد ، هان به راستى هركه در اين بينديشد داند كه اين ، كار نادان نابخرد است نه كار مرد صاحبنظر ، پس پاسخگوى ، چه تو در رأس اين كارى و پدرت پيشوا و مايهء نظام آن است . اين قبيل گفتگوها و انتشار كتب ضد مذهبى در آن دوران ، به خوبى نشان مىدهد كه مردم در عهد بنىاميه و آغاز حكومت عباسيان از آزادى انديشه و تفكر ، كمابيش برخوردار بودند ، ولى از عهد متوكل اوضاع دگرگون گرديد ، و جمود و تحديد عقايد و افكار آغاز گرديد . ابو نصر فارابى ابو نصر فارابى : يكى ديگر از متفكران نامدار اين دوران ، فارابى است . وى در يكى از دهكدههاى فاراب خراسان ، در حدود سال 257 ه به دنيا آمد و در بغداد و بلاد خراسان به تحصيل علم پرداخت و پيشرفتى شايان حاصل كرد ، تا جايى كه او را پس از ارسطو معلم ثانى مىخوانند . وى شرحهايى بر آثار ارسطو نوشت و سعى كرد بين آراء ارسطو و افلاطون سازشى ايجاد كند و حكمت افلاطون و ارسطو را باهم درآميزد . فارابى فيلسوف سياسى نيز بود و بايد او را بنيانگذار فلسفهء سياسى در اسلام به شمار آورد . وى در كتاب خود « آراء اهل المدينة الفاضله » ، با استفاده از افكار و نظريّات افلاطون مىنويسد : « مقصود از اجتماع ، يارى به يكديگر و رسيدن به سعادت حقيقى است . اجتماع بر دو قسم است : كامل و ناكامل . اجتماع كامل و سعادتمند آن است كه افراد آن به يكديگر يارى كنند و بر طبق اصول خرد و دين رفتار نمايند تا به سعادت حقيقى برسند . اجتماع ، مانند پيكر زندهيى است كه از عضوها تشكيل شده است ، اين پيكر را بايد شخصى اداره كند . بهنظر فارابى ادارهكنندهء اجتماع بايد كسى باشد كه صفات پيامبر و