مرتضى راوندى
106
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دارد و وجودش در بهبود و اصلاح عالم بىاثر نيست مىتواند خدا را يارى كند و جهان را به سوى كمال سوق دهد و مىتواند به يارى اهريمن بشتابد و دنيا را به ورطه تباهى و ويرانى براند . خداى زرتشت بر خلاف خداى عيسى خداى ترحم و شفقت نيست خداى راستى و عدالت است . زرتشت اغماض از بدكاران و ستمگران را توصيه نمىكند ، بد كردن با بدان را مقتضى دادگرى مىداند و نيكى كردن در حق نيكان را تكليف انسان مىشمرد . اين دادگرى كه زرتشت ملكوت آن را مژده مىدهد در واقع همان راستى است كه در برابر آن دروغ نهاده شده است . . . بدينگونه ثنويّت زرتشت جنبهء اخلاقى قوى دارد و بنايش بر ستايش راستى و گرايش به نيكى است . . . » « 1 »
--> ( 1 ) . نه شرقى نه غربى ، انسانى ، دكتر زرينكوب ، ص 61 .