مرتضى راوندى
9
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سياهپوست رفتار مىكردند . در اين كتاب « كرمون » يك نفر سياهپوست مىگويد : « من در دوران زندگى ناچار سهبار زن گرفتم ، همهء آنها را دوست داشتم ، اما هربار مرا فروختند و از زنم دور كردند ؛ بچه هم داشتم ، اما حالا هيچ نمىدانم كجا هستند ؟ چهار دفعه فرار كردم ، هردفعه مرا پيدا كردند و برگردانيدند ، شلّاق زدند ، اما اجازهء زندهماندن دادند ، زيرا من ثروت آنها بودم ، لاش يك گاو مرده هم ، ارزش دارد ، ولى ما اگر جان در بدنمان نباشد ، ارزش نداريم . . . » در آن دوره ، « لينچ » يعنى مجازات بدون محاكمه ، دربارهء سياهپوستان اعمال مىشد ، سياهپوستان به پشت ميز محاكمه دعوت مىشدند ، ولى هيچ سياهپوستى بر مسند قضا نمىنشست . » « 1 » با كمال تأسف ، هم اكنون با وجود اعلاميه حقوق بشر و سازمان ملل ، فكر فاشيستى تفوقنژادى ، در جنوب آفريقا حاكم و برقرار است و روزى نيست كه سفيدپوستان اين منطقه ، تجاوزى به حقوق فردى و اجتماعى سياهپوستان روا ندارند . معنى و مفهوم انتقاد در لغتنامه دهخدا در پيرامون لغت انتقاد چنين آمده است : سره كردن و بيرون كردن درمهاى ناسره از ميان درمها . - خرده گرفتن ، آشكار كردن عيب شعر بر گوينده . - جدا كردن خوب از بد ، يا كاه از گندم . شعر : بر سر خرمن به وقت انتقاد * نى كه فلّاحان همى جويند باد در اصطلاح اهل ادب و هنر ، انتقاد در مقابل « Critique » به كار برده مىشود و منظور از انتقاد ادبى ، شرح و بيان معايب و محاسن يك اثر ( اعم از كتاب ، مقاله يا شعر ) است . » « 2 » و منتقد ادبى كسى است كه « آثار ادبى و هنرى را مورد مطالعه و بررسى قرار مىدهد و موارد قوّت و ضعف آن را آشكار مىسازد . » « 3 » به چنين كسى كه با داشتن صلاحيت علمى به چنين كار خطيرى دست يازد ، ناقد ، نكتهگير و خردهگير نيز گويند . مولانا جلال الدين رومى از نقش « خرد » و « عقل » در انتقاد ياد مىكند : او به بينى بو كند ما با خرد * هم ببوئيمش به عقل منتقد ( مولوى ، چاپ خاور ، ص 193 ) « 4 » در فرهنگ فارسى معين در پيرامون لغت « منتقد » چنين آمده است : « آنكه درم خوب
--> ( 1 ) . تلخيص از نامه هوارد فاست نويسنده نامدار آمريكائى به مطبوعات جهان . ( 2 ) . تلخيص از فرهنگ دهخدا ص 297 . ( 3 و 4 ) . همان كتاب ص 1209