مرتضى راوندى

89

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كنند . . . » « 1 » در نتيجهء اين اقدامات مستبدّانه به كار تجارت ايران لطمه‌يى بزرگ رسيد . با اين‌حال مجموعا در دوران سلطنت شاه عبّاس اقّليّتهاى مذهبى از امنيّت نسبى برخوردار بودند و اگر مردم محلّى يا مأمورين دولتى يا روحانيان ، مزاحم آنان مىشدند ، شاه جلوگيرى مىكرد ؛ چنان كه يك بار بين ارامنهء جلفا و مردم ماربانان جنگى بروز كرد ، پس از آن‌كه ميرزا محمّد وزير دار السّلطنهء اصفهان موضوع را به اطّلاع شاه رسانيد ، سخت برآشفت و خطاب به او ، طى فرمانى نوشت « . . . بارك اللّه ، روى ايشان سفيد ، فى الواقع قاعدهء مهمان نگاه داشتن همين باشد ؛ جمعى كه به جهت خاطر ما از وطن چندين هزار سالهء خود جلا شده باشند و خروارخروار ، زر و ابريشم را گذاشته به خانهء شما آمده باشند ، گنجايش دارد كه به جهت چند خربوزه و چند من انگور و كلوزه با ايشان جنگ كنند ؟ . . . بسيار بد كرده‌ايد ، از تو ، به غايت الغايت عجب بود . . . به همه‌حال خاطرجويى مردم « جولاه » نموده ، نوعى نماى كه تسلّى و راضى شوند . . . آنچه ملك ما بوده باشد ، ايشان جا دهند و تتمّه كه نماند خانه‌هاى رعيّت را كرايه كرده . . . كه انشاء اللّه تعالى در آينده به جهت خود بسازند . مىبايد جمعى كه با ايشان نزاع كرده‌اند ، تنبيه بليغ‌نمايى . . . فى شهر ربيع الثّانى 1014 . » « 2 » بىمهرى و ظلم و ستم نسبت به اقليّت ارمنى درون ايران ، با مرگ شاه عبّاس اندك‌اندك رو به فزونى نهاد ؛ نه‌تنها روحانيان قشرى و دنياپرست ، بلكه مأمورين ستم‌پيشهء دولتى از هر فرصتى براى دوشيدن اين اقليّت استفاده مىكردند . چنان كه در عهد شاه صفى جانشين شاه عبّاس به موجب فرمان ( موزهء وانك ، رديف 172 ) مأموران شاهى و راهدارها را كه به عناوين مختلف از بازرگانان ارمنى اخّاذى مىكردند ، از گرفتن حقوق گمركى - زائد بر ميزانى كه معيّن شده است - معاف كرد . از رفتار مردم و مأموران در دوران حكومت 25 سالهء شاه عبّاس دوم با ارامنهء ايران ، اطّلاعات مهمى در دست نداريم ؛ آنچه مسلم است شاه سليمان در سال 1096 ه ( 1684 م ) فرمانى خطاب به همهء حكّام محال اصفهان به خصوص حكومتهاى فريدن ، لنجان و چهارمحال بختيارى صادر نمود و طى آن اخطار كرد كه در امور مذهبى ارامنه ، مداخله نكنند و آنان را در اقامهء مراسم دينى آزاد گذارند . . . « 3 » براى آنكه خوانندگان به اوضاع اجتماعى و سطح فكر مردم آن دوران و تحريكات روحانيان عليه ارامنه آگاه شوند ، قسمتى از نامهء شكايت‌آميز يكى از مبلّغين مذهبى را ،

--> ( 1 ) . تاريخ زندگى شاه عبّاس اوّل ، ج 2 ، ص 134 به بعد . ( 2 ) . ايرانيان ارمنى ، از ص 115 به بعد . ( 3 ) . همان كتاب ، ص 117 .