مرتضى راوندى
82
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
حسين مىنويسد : « زهاد بىمعرفت و خرصالحان بىكياست بهتدريج در مزاج شريفش رسوخ نمودند . . . كار زاهدنمايى چنان بالا گرفت كه امور عقليّه و كارهاى موافق حكمت و تدبير ، نيست و نابود گرديد . حاصل جهل و تعصب آشفتگى اوضاع اجتماعى و اقتصادى ديباچهء بعضى از مؤلفات جناب لّامة العلمايى آخوند ملا محمّد باقر مجلسى را چون سلطان جمشيد نشان و اتباعش خواندند ، آن جنّت آرامگاهى به دلايل و براهين آيات قرآنى ، حكمهاى صريح نموده كه سلسلهء جليلهء ملوك صوفيّه ، نسلا بعد نسل بىشك بهظهور جناب قائم آل محمّد خواهند رسيد ، از اين احكام قويدل شدند و تكيه براين قول نمودند و سررشتهء مملكتدارى از دست رها نمودند . . . و ابواب افراط و تفريط در امور و ظلم بهصورت عدل ، بر روى جهانيان گشادند . . . از تهىدستى ، غلامان . . . همه كفش ساغرى بهپا و بىشلوار و تنبان بودند و زانو به بالا نمىتوانستند نشست كه اسافل و اعضايشان پيدا مىشده و اسباب و آلات حربشان ، اكثرى به رهن و گرو ، يا شكسته و از كار افتاده بود . » « 1 » مؤلف رستم التّواريخ با گستاخى و جسارت بسيار ، مىنويسد : كه در ايّام قدرت آخوند ملّا محمد باقر شيخ الاسلام شهير مجلسى « بازار جهل و خرافات و تعصّب رواجى تمام داشت ؛ در آنوقت شيعيان با حماقت و رعونت ، بىمعرفت از مطالعهء مصنّفات و مؤلّفات علماى آن زمان ، چنان مىدانستند كه خون سنيّان و مالشان و زنشان و فرزندشان حلال است ، همچنانكه سنيّان با حماقت و رعونت بىمعرفت ، تلف نمودن جان و مال و عرض شيعه را واجب مىدانند و اين دو طايفه در گرداب گمراهى غرقه مىباشند . . . » « 2 » مؤلف رستم التّواريخ در جاى ديگر مىنويسد : « غرض آنكه علماى دنياپرست اهل تشيّع و علماى دنياطلب اهل سنّت على الرغم يكديگر ، احاديث باطلهء جعليّه بسيار ساختهاند كه از عقل سليم دور است و عبث ، اين دو فرقه را گمراه نمودهاند و دشمن جان و مال و عرض و دين همديگر نمودهاند ، چنان كه الان به چشم خود مىبينى و اكثر اين فسادها كه مىبينى ، از تصنيفات مرحوم آخوند « محمّد باقر مجلسى » شيخ الاسلام است . . . » « 3 »
--> ( 1 ) . محمّد هاشم آصف رستم الحكما ( رستم التواريخ ) ، تصحيح محمّد مشيرى ، ص 98 . ( 2 ) . رستم التّواريخ ، پيشين ص 115 . ( 3 ) . رستم التّواريخ ، پيشين ص 154 .