مرتضى راوندى

63

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

حضرات شيخين و ذى النّورين ازين جمله‌اند كه . . . در توصيف هريك احاديث كثيره وارد شده ، پس منكر كمال ايشان ، در كمال گمراهى و خذلان و فى الحقيقه منكر قرآن . . . بوده باشد . . . ايضا چگونه است سبّ كردن صديقه با آنكه متّفق عليه است كه شرف فراش آن حضرت يافته و محبوبهء آن سرور بوده . . . چگونه صاحب فراش خير البشر را به امثال آن خبرها كه بعضى از طايفه شيعه به او نسبت مىدهند ، مىتوان داد . . . شكّ نيست كه اين مهملات را مىشنوند و منع نمىكنند . . . آنچه نوشته‌اند : چگونه اتلاف محصولات و زراعات مشهد مقدس حلال باشد ؟ جوابش آنست كه . . . آنچه به تواتر ثابت شده . . . جماعت شيعهء شنيعه . . . از زمرهء اهل اسلام و ايمان بيرونند . . . قتل و غارت اموال و سوختن و ويران كردن زراعات و باغات اهل كفر جايز است و هيچ‌كس را در آن خلافى نيست . . . » جواب علماى خراسان : « نتايج افكار و رشحات اقلام . . . به وقوف پيوست ، در آن باب آنچه موجب اجر و ثواب است مذكور مىشود . . . من آنچه شرط بلاغست با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال . . . مجملا در طريق شيعه و سنّى كتب كثيره در حديث مضبوط شده ، امّا احاديثى كه متّفق عليهاى هردو فرقه است معتمد است . . . چه اگر بعد از پيغمبر ( ص ) . . . خليفهء به حقّ ابو بكر را مىدانند ، اهل سنّت‌اند و اگر حضرت امير المؤمنين را مىدانند شيعه‌اند و قول ثالث نيست . . . بعد از تمهيد مقدّمات گوئيم آنچه مرقوم قلم افادت رقم حضرات عاليات شده . . . حكم به كفر شيعهء آل پيغمبر است به دلايل متعدّده : اول آنكه حضرت پيغمبر ( ص ) . . . مدح خلفاء ثلاث فرموده‌اند . . . و شيعه كه مذمّت ايشان نمايند مخالفت وحى مىكنند و مخالفت وحى كفر است . . . جوابش آنست كه . . . در شرح مواقف ( از آمدى ) كه از اكابر علماى اهل سنّت است منقول است كه قريب به وقت رحلت حضرت پيغمبر ( ص ) . . . در ميان اهل اسلام مخالفت چند واقع شد . مخالفت اوّل آن بود كه حضرت پيغمبر در مرض الموت فرمود « اتيونى بقرطاس اكتب لكم شيئا لن تضلو بعدى » عمر به اين معنى راضى نشد و گفت : انّ الرّجل غلبه الوجع و عندنا كتاب اللّه » يعنى : پيغمبر ( ص ) گفت : كاغذى بياوريد تا براى شما چيزى نويسم تا بعد از من گمراه نشويد ؛ و عمر از آوردن كاغذ و به كار بستن گفتار پيغمبر ( ص ) امتناع ورزيد . پس ( امّت ) صحابه اختلاف كردند تا آواز بلند شد ، حضرت پيغمبر ( ص ) از اين معنى آزرده شد ، فرمود كه برخيزيد كه پيش من نزاع سزاوار نيست و اين حديث در اوايل صحيح بخارى و اكثر كتب حديث اهل سنت به عبارات مختلفه مذكور است . . . مخالفت