مرتضى راوندى
600
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
« بنگاه » مىتوان او را ديد ، او را و كسانى كه در سلك اويند يا شبيه به اويند ، يا شاگرد اويند و مىتوان خاطر جمع بود كه همهء آنان به كامروايى زندگى مىكنند . با اين همه ، در قعر وجود مرد روز عقدهء حيوانىاى است ، جراحت شومى ، چون گوشتى كه به فساد مىگرايد ؛ و اين ، برچينهاى صورت و نگاه گرسنه و زبون او سايهء غمى نشانيده كه در چشم كسانى كه از موهبت مرد روز بودن بىبهرهاند ، اشمئزازآور و رقتانگيز مىنمايد . » « 1 » محمود صناعى « نامهاى به دوستى در تربيت فرزند : دوست عزيزم ، از من خواستهاى كه بگويم علم امروز در تربيت كودك به ما چه مىآموزد ؟ يك نكته را براى بحث امروز انتخاب مىكنم كه در نظر من نكتهء مهمى است و نكتهايست كه اغلب پدر و مادران در آن غافل ماندهاند . آنچه مىگويم شايد خيلى تازه نباشد ، خردمندان جهان از ديرباز آن را مىدانستهاند و دانش امروز نيز آن را تأييد مىكند . ممكن است به كار بستن آنچه مىگويم دشوار باشد ، ليكن چون از فراوانى محبت تو نسبت به فرزندت آگاهم ، مىدانم از كار مشكل ولى صحيح نخواهى هراسيد ، چون خير فرزند تو در آن است . همين آگاهى مشوق من در نوشتن اين نامه است . محبت ، مهمترين و زيباترين انگيزههاست ، ليكن محبت به تنهايى براى رهبرى ما به سعادت كافى نيست . محبت نيروى رانندهء بسيار قوى است ، ليكن دانش است كه هدف صحيح را نشان مىدهد و مىنمايد كه از كدام راه بايد رفت تا به آن هدف رسيد . محبت بىدانش كور است و دانش بىمحبت لنگ . تا هردو باهم نباشند آدمى را به سعادت رهبرى نمىكنند . شنيدهاى كه افلاتون حكيم بزرگ يونان باستان دربارهء كورش و داريوش كه آنان را از بزرگترين پادشاهان مىداند چه نوشته است ؟ نوشته است اين دو مرد در مكتب سختيها و در ميان مردمان بزرگ شده بودند . لا جرم وقتى به شاهى رسيدند ، سختيها برايشان آسان بود و از درد مردمان نيز آگاه بودند ، اين بود كه رهبران بزرگ مردمان شدند . ليكن با همهء خردمندى از يك نكته غافل بودند : ندانستند كه فرزندان خود را نيز در همان مكتبى كه خود پرورش يافته بودند پرورش دهند . از فرط محبت ، فرزندان خود را به زنان حرمسرا سپردند و در ناز و نعمت بار آوردند و به آنان آزادى و اختيار ندادند ؛ لا جرم پسران آنها مانند خودشان مردان بزرگى نشدند و اين امر موجب انحطاط خاندان هخامنشى شد .
--> ( 1 ) . نقل از ايران را از ياد نبريم ، ص 34 تا 41 .