مرتضى راوندى

57

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كنند . . . اين اقدام شاه اسمعيل تمام مردم ، حتّى برخى از علماى شيعهء تبريز را نگران ساخت و چنان كه گفتيم يك شب پيش از تاجگذارى شاه ، نزد وى رفتند و او را از اين كار بازداشتند ولى مؤثّر نيفتاد . . . » « 1 » نتايج تبليغ در آسياى صغير ( تركيه ) شاه اسمعيل بدون آنكه به عاقبت كار بينديشد مبلّغان و مأمورانى به آسياى صغير فرستاد ، سلطان سليم كه در سبعيّت و خون آشامى دست كمى از شاه اسمعيل نداشت ، فرمان داد پيروان مذهب تشيّع را از هفت ساله تا 70 ساله يا بكشند يا به زندان اندازند ؛ چنان كه مورّخان نوشته‌اند : « چهل هزار تن از شيعيان به فرمان او كشته شدند و پيشانى باقى را با آهن گداخته داغ كردند تا شناخته شوند . . . » « 2 » سابقهء گرايش به تشيّع « مردم ايران از آغاز اسلام با بنى اميّه دشمنى كرده و با علويان همدردى نموده بودند ، و برخى از استانها ، از مازندران و ديلمان و گيلان ، با دست علويان ، اسلام پذيرفته ، جز آنان را به پيشوايى نشناخته بودند ، سپس نيز خانواده‌هايى از ديلمان ، از آل بويه و كنگريان و ديگران به پادشاهى رسيده و تا توانسته‌اند از شيعيگرى هوادارى نشان داده‌اند . از اينجا مىتوان دريافت كه تخم شيعيگرى از نخست در ايران كاشته شده بود كه اگر چيرگى سلجوقيان سنى نبودى ، از همان قرنهاى نخست به رويش پرداخته ، در سراسر كشور رواج پيدا كردى . اين است كه در زمان مغول چون آزادى مذهبى رعايت مىشد ، شيعيگرى در ايران رواج يافت ، كه شيعى شدن خدابنده نمونه‌يى از آنست . پس از برانداختن مغولان ، از شيعيان در اين گوشه و آن گوشهء ايران خاندانهايى به پادشاهى رسيدند : سربداران در خراسان ، مرعشيان در مازندران ، كيائيان در گيلان ، مشعشعيان در خوزستان و لرستان ، قره‌قويونلويان در آذربايجان و در عراق و فارس ، پديد آمدند كه هريكى به نوبت خود به رواج شيعيگرى كوشيدند . تيمور لنگ و فرزندان او نيز به شيعيگرى نزديكتر مىبودند . بىگفتگوست كه از پيدايش اين فرمانروايان ، شيعيگرى در ايران پيشرفت بسيار كرده بود ، به‌ويژه كه در آن زمانها ، دورى ميان شيعه و سنّى به اين اندازه كه امروز هست ،

--> ( 1 ) . تاريخ ادبيّات براون ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 42 . ( 2 ) . زندگى شاه عبّاس اوّل ، از نصر اللّه فلسفى ، ج 1 ، ص 167 .