مرتضى راوندى
529
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به حقيقت ، آن طبقكش ز تو بيش دارد ارزش * تو و او ، كدامتان را شود آدمى شمردن ؟ به سَرْ او برد همى بار و تو بارِ خلق هستى * غلط است بار بودن ، شرف است بار بردن نه كمانچه مىتوانى بزنى نه شخم ، پس چه * به كدام دلخوشى بايَدَتْ احترام كردن شود اجتماع روزى كه « الك » به دست مردم * تو نخاله مىدهد جان ، فقط از براى بردن ز قيام تودهها ترس گرفتهاى ، كه دانى * سر و جان گذشته ، وحشت نكند ز جان سپردن * راديو براى كارگران تو اى كارگر راديو گوش كن * شكم را به كلى فراموش كن بده دل به آوازِ « شير خدا » * به طبل ميان خالى و پرصدا تو آنى كه رستم زد اسفنديار * تو آنى عليشاه عوض شهريار تو آنى كه در بيشه باشد پلنگ * تو آنى كه در ژرف دريا نهنگ تو آنى كه طياره در آسمان * « كه رستم يلى بود در سيستان » دبه دام دبه دام دبه دبه دام . . . دبه دام محمد على افراشته سمت تكامل فرهنگ هنرى ايران يكى از صاحبنظران دربارهء سمت تكامل فرهنگ هنرى در رژيم گذشته چنين قضاوت مىكند : « دولتهاى معاصر علاوه بر سياست خارجى ، داخلى ، اقتصادى ، نظامى و غيره ، در زمينهء بسط فرهنگ و سمت تكامل آن نيز سياستى دارند كه سياست فرهنگى نام دارد . براى كشور ما كه هنوز ، عليرغم آنكه بيش از قرنى است تجدد خود را شروع كرده ، ولى هنوز در آغاز تنظيم جامعه و مدنيّت خود به معناى امروزى كلمه است ، داشتن ديدى روشن در زمينهء سياست فرهنگى ضرور است ، اين مطلبى است كه به بررسى و دقّت نيازمند است ، اين مطلبى است كه در آن مسائل قابل بحث و نقد وجود دارد . . . سمتى كه فرهنگ ايران يعنى هنرهاى تصويرى و نمايشى ، معمارى ، موسيقى ، ادبيات ، سينما و راديو و تلويزيون ( تا آنجا كه محتواى هنرى آنها مطرح است به شكل خود به خودى يا در اثر رهبرىها روا و مداخلات ناشيانهء رژيم ( گذشته ) به خود گرفته ، در مجموع سمت غلطى است نشانه آنست كه فرهنگمداران ايران نخواستند به عمق مطلب توجه كنند و داراى سياست فرهنگى سنجيدهيى كه بر مبناى علمى متّكى باشد نبودهاند . اصناف هنر زمان ما را از جهت منشاء پيدايش و سبك برخوردش به واقعيّت مىتوان