مرتضى راوندى
510
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جز « علم و صنعت و معلومات مفيد و نظم ملك » چيز ديگرى اخذ نشود . . . ايران از همان آغاز رخنهء اروپائيان در برابر اين مسئله قرار گرفت و دستكم از زمان ناصر الدينشاه دعواى « متجددّين » و « متقدمين » شروع مىشود . جيمز موريه نويسندهء انگليسى در سرگذشت حاجى بابا اصفهانى ، صحنهاى دارد حاكى از بحث طبيب انگليسى با حكيمباشى ايرانى . شايد اين نخستين اسناد مقابلهء دو تمدن است . « متجددّين » به اقتضاى ناموس تكامل و ترقى در تاريخ بشرى ، بعدها به تدريج در ايران نيرو گرفتند و به تدريج آغاز سيطره گذاشتند و ايران قرون وسطايى را به جادهء اروپايىگرى كشيدند . اينك ديگر رخنه مدنيت موسوم به مدنيت اروپايى نهتنها در شهرهاى ايران بلكه در ده و عشيره عميق است و از ضرورتهاى تاريخ نشات مىگيرد ، و از اين قانون مهم تاريخى است كه فرهنگ عاليتر بىشك فرهنگى را كه در سطح نازلترين است به گورستان تاريخ مىفرستد و خود درفش ظفرمند خويش را مىافرازد . . . در حالى كه روش عمدهء ما اقتباس از تمدن معاصر است ، بايد به ارثيهء گذشته خود نقادانه و صرّافانه برخورد كنيم و در همهء زمينهها آنچه را كه قابل زيست ، گرانبها ، سودمند ، زيبا و دلپسند مىيابيم برگيريم و مصرّانه نگاه داريم و تمدن معاصر را نقادانه بياموزيم ، شايد اين برگزيدههاى ايرانى در مجموع و نسبت به آنچه كه بايد از ديگران اقتباس كنيم ، چندان وافر نباشد ، ولى از آنجا كه تجلّى ويژه مدنيّت خاص ماست ، ميهنپرستى حكم مىكند آن را عزيز بداريم و به دست فراموشى نسپاريم . در زمينههاى هنرى ، به ويژه هنر ملّى ، در برخى رشتههاى معيشتى و آميزشى ، در بسيارى نكات معمارى ، لباس ، طبخ و غيره ، عناصر ايرانى معقول و مطبوع فراوان است . خوشبختانه خود زندگى به حراست آنها برخاسته و قانون بقاء انسب ، آنان را در رقابت با همتايان اروپائيشان حفظ مىكند . . . جا دارد آرزو كنيم كه در آينده ، ايرانى بتواند ، با اخذ تمدن اروپايى و درآميختنش با روح انساندوستى و زيباپرستى خود ، در رامشكدهء بزرگ تاريخ ، نغمهء دلپذير خويش را بنوازد ، بهجاى تقليد اطوار هنرپيشگان و « مانكن » ها ، دربارهء عمدهء مسائل حيات اجتماعى و مدنى خود بينديشيم و بكوشيم براساس آزمون ديگران راه ايرانى خود را براى دستيابى به قلل فرهنگ معاصر بيابيم ، اگر چنين نكنيم ، طلسم تمدن معاصر را نخواهيم گشود و علىرغم تقلاى خستهكننده ، مانند امروز ، در خم يك كوچه خواهيم ماند . شرط عمده : كسب آگاهى لازم براى حل معضل است و اگر اين بود و عزم راهنوردى نيز بود ، هر اندازه دشوارى در كار و دشمن در كمين باشد ، پيروزى از آن رهنورد است .