مرتضى راوندى

505

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دموكراتها و اعتداليون به حدّ كمال رسيده بود . در اين دوران آشفته از بركت دموكراسى ناقصى كه پديد آمده بود ، انتقاد از حكومتها و سازمان ادارات و دلسوزى به حال نسوان و سعى در استقرار دموكراسى و مشروطيت واقعى ، در اذهان و افكار روشنفكران راه يافته بود . دوره سوم مصادف است با بيست سال حكومت رضا شاه پهلوى كه با كودتاى سوم حوت 1339 استقرار يافت . در اين دوره آثار فئوداليسم و حكومت خانها و متنفذين محلى از بين رفت و امنيّت و مركزيتى بىسابقه در ايران پديد آمد ، جاده‌هاى كشور تا حدى اصلاح گرديد ، راه‌آهن سراسرى بسيارى از نقاط كشور را به‌هم مربوط ساخت ، بر تعداد دبستانها و دبيرستانها افزوده شد ، و براى نخستين‌بار دانشگاه تهران تأسيس گرديد و با اعزام سالى صد محصل برگزيده به اروپا مقدمات نفوذ فرهنگ و تمدن غرب در ايران فراهم گرديد . ولى رضا خان به علت خلق و خوى استبدادى و خودپرستى و عشق فراوان به مال‌اندوزى و زمين‌خوارى از دموكراسى واقعى و رشد افكار عمومى ، و آزادى احزاب و اجتماعات بيم داشت و همين سياست غلط او را به سوى استبداد و فاشيسم سوق داد و موجب سقوط او گرديد . در دورهء سلطنت رضا شاه ، عده‌يى از ادب دوستان و شرق‌شناسان به ايران آمدند و دولت ايران مقدم آنان را گرامى داشت . واقعهء جشن هزارهء فردوسى كه در سال ( 1353 ه . ق ) اتفاق افتاد و كنگره عظيمى كه از شعرا و ايران‌شناسان ساير ملل در تهران تشكيل شد ، از حوادث مهمى است كه در تاريخ ادبيات ايران بىسابقه است . در جريان اين جشن ، آرامگاه استاد توس را بنا كردند و قصايد غرا و چامه‌هاى دلاويز كه در سراسر مملكت سخن‌سرايان عصر در تجليل مقام فردوسى صاحب شاهنامه سرودند ، بزرگترين مشوق براى تحريك قريحهء شعرى در بين افراد ملت بود . ساختن آرامگاه فردوسى باعث شد كه به ساختن مقابر و مراقد ديگر شعرا نيز اقدام شود ، از اين‌رو در سال 1356 آرامگاهى رفيع براى حافظ در شيراز برپا گرديد و بعد به تدريج براى استاد سخن سعدى شيرازى و ديگر شعرا مانند كمال الدين اصفهانى و خواجوى كرمانى و حمد اللّه مستوفى و آرامگاهى شايسته برپا كردند . در اين دوره با اينكه « رضا شاه » به ادبيّات عنايت چندانى نداشت ، با توجهى كه نخست‌وزير وقت محمّد على فروغى و بعضى از وزرا و رجال فرهنگى مانند على اكبر دهخدا و على اصغر حكمت به فرهنگ و ادب ايرانى داشتند و با عنايتى كه شرق‌شناسان فرانسوى ، انگليسى ، آلمانى ، ايتاليايى ، روسى و امريكايى به فرهنگ كهنسال ايران ابراز