مرتضى راوندى
485
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اينشتين با درهم شكستن اعتبار علمى « مطلق بودن زمان و مكان » كه باعث انقلاب عظيم در فيزيك جديد گرديد ، در آثار هنرى خصوصا در « سوررآليسم » چنان مؤثر شد كه برخى نقاشان همزمان او و نويسندگانى از قبيل « ولز چسترتن » آثارى به وجود آوردند كه فهم و درك آنها به ظاهر از فهم و درك تئورى خود اينشتين مشكلتر و پيچيدهتر به نظر مىرسد . مضمون و مفهوم اين آثار نيز بر اين مبناست كه زندگى بالاصاله فاقد زيبائيست ، بلكه اين آدميست كه با رنگآميزيهاى دلاويز چهره حيات را زيبا و فريبا مىسازد . با نظريه جنسى « فرويد » اعتبار مبانى اخلاقى كه به صورت موهبت مطلقهء الهى تلقى مىشد ، از دست رفت . . . با نظريهء نسبيت اخلاقى « نيچه » كه در جستجوى انسان برتر از معمول بود ، تمام قوانين اخلاقى را انكار كرد و موجب پيدايش آثار هنرى خاصى گرديد كه قهرمانان داستان در همان حالى كه بزرگترين فداكاريها را تحمل مىكنند ، از انجام هيچ نوع جنايتى نيز روگردان نيستند و فقط حصول مقصود را هدف غايى دانستهاند . . . پيداست كه استخدام يك چنين انديشهاى در اغراض سياسى و ملى و اثبات برترى نژاد موجب چه ويرانيها و نابسامانيها گرديد ، چنان كه افتاد و ديديم كه تنها نتيجهء آن ، جنگ موحش و عالمگير و ننگآلود دوّم جهانى بود . در پايان اين قسمت نكتهاى را كه بايد با خطوط درشت يادآورى كرد ، آنكه به هنرمندانى اشاره شد كه تحت تأثير مسائل مختلف فلسفى و علمى آثارى به وجود آوردهاند كه پيچيده و معقّد بود ، يا از جهت تعقيب يك مكتب فلسفى رنگى خاص داشت . اما هرگز اين هنرمندان « نخوانده ملّا » يا « عالم لدنّى » و هنرمند « خودرو » و « من عندى » نبودند ، بلكه واقعا به اندازه استاد صاحب مكتب در مكتبى كه اثر هنرى خود را بدان رنگ مىآراستند ، صاحبنظر و صاحب اطلاع بودند ، در اين زمان كه راقم سطور ( دكتر محسن هشترودى ) به تسويد اين اوراق اشتغال دارد ، در جامعهء هنرى ما يك بيمارى به صورت بيمارى واگيرى رايج شده است كه بايد درصدد علاج آن برآمد . اين بيمارى عبارت است از بىاعتنايى به گنجينههاى كهن خودمان و تقليد كوركورانه و بىخبرانه از مبتذلات هنرى ديگران ، در حالى كه سابقه ندارد و شدنى هم نيست كه يك فرد مستعد بدون تفحّص اوراق زرّين ادبيّات چندين سال و توغّل در آثار گذشتگان و تعليم گرفتن از استادى صاحبنظر ، بتواند اثرى هنرى و درخور خلود و باقى ماندن به وجود آورد . « خودآموزى » امكانپذير است ، ليكن « خود تجربهاى » محال . يك فرد مستعد هنگامى مىتواند اثرى ارزشمند خلق كند كه از تجربيات گرانبهاى استاد ، توشهء كافى بردارد و بهرهء وافى بگيرد . » . « 1 »
--> ( 1 ) . سفينهء غزل ، به اهتمام سيد ابو القاسم انجوى شيرازى ، از ص 7 تا 19 ( به اختصار )