مرتضى راوندى

477

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

شد و شور و هيجانى كه داشت كم‌كم سرد و خاموش گشت . « 1 » اما باز براى مدتى انديشهء مرگ را از خود دور ساخت و براى اينكه زندگى ساده‌اش را بگذراند وارد خدمت دولتى شد ، ولى سرانجام جسمش عليل و روحش خسته و آزرده شد . شبى پيژامهء ابريشمى زردى را كه تازه خريده بود ، پوشيده و دارويى كه تهيه كرده بود ، نوشيد . داستان به پايان رسيد و شهرزاد صبح بيستم شهريور 1316 لب از گفتار فروبست . » درام منظوم : همهء نمايشنامه‌هايى كه ذكر كرديم ، اعم از خنده‌دار و تاريخى و موزيكال ، ( اگر قسمتهاى موزون و آهنگدار اپرتها را به حساب نياوريم ) به نثر نوشته شده‌اند . تنها كمدى منظوم فارسى كه ، در تاريخ هنر نمايشنامه‌نويسى ايران سراغ داريم ، ترجمهء ميرزا حبيب اصفهانى از تارتوف مولير است و قديمىترين درام منظوم تاريخى گويا نمايشنامه‌اى است به نام سرگذشت پرويز كه آن را على محمد خان اويسى در ذيقعدهء سال 1324 در باكو نوشته و در ذيقعدهء 1330 در استانبول به چاپ رسانده است . « در آغاز حكومت پهلوى با وجود اختناق ، تحرّك مختصرى در رشتهء نمايش و تئاتر پديد آمد . در جريان جشن هزارهء فردوسى ( 1313 ) چند نمايشنامه از شاهنامه اقتباس كردند كه بازيگران در صحنه اشعار فردوسى را با مختصر تصرفى مىخواندند ، بعدها نيز ديگران همين شيوه را پيروى كردند و قطعات ديگرى از شاهنامه اقتباس و به معرض نمايش گذارده شد . ذبيح اللّه بهروز در نمايش شاه ايران و بانوى ارمن كار تاره‌يى كرد و براى نخستين‌بار به نظم آزاد ، نمايشى ساخته است . اما پيش از همهء انواع تئاتر ، نمايشهاى تاريخى در ايران رونق داشته و مورد توجه قرار گرفته است : از جمله نمايشهاى تاريخى ، داستان خونين اثر سيد عبد الرحيم خلخالى و آخرين يادگار نادر به قلم سعيد نفيسى ، همچنين نمايشهاى عمر خيام و نادر شاه افشار ، و عاقبت هرمزان نيز نمايش داده شده است . صادق هدايت نيز دو نمايشنامه نوشته است كه هردو جنبهء تاريخى دارد : يكى پروين دختر ساسان و ديگر مازيار . - هيچيك از اين دو را تاكنون نمايش نداده‌اند . در دورهء محمد رضا پهلوى در تماشاخانه‌هاى تهران اغلب نمايشنامه‌هاى تاريخى رواج داشت ؛ علاوه‌بر اين ، نمايش ترجمه‌هاى آثار ادبى مهم اروپايى نيز معمول بود كه

--> ( 1 ) . او از همان زمان به فكر خودكشى افتاد و اين قصد خود را با چهار تن از رفقاى خويش در ميان گذاشت و از اين « باند خودكشى » پنج نفرى ، چهار تن كه مجتبى طباطبائى ، سيد رضا خان صدر ، حبيب ميكده و خود شهرزاد بود ، در تواريخ مختلف خودكشى كردند .