مرتضى راوندى
462
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
برفت - آشپز كه دوتا شد ، آش يا شور است يا بىمزه - اسب تيزرو گاهى سكندرى خورد - دوست همهكس دوست هيچكس نيست - چون كنى بر مه تفو بر روى تو برگردد او - حرف كه از دهان برآيد گرد جهان درآيد - خر را كه به عروسى برند براى خوشى نيست ، براى باركشى است . بعضى از ضرب المثلهاى ما اندك اختلافى با ضرب المثلهاى فرانسوى دارد : يك بز گر گله را گرگين كند ! ( در فرانسه : بجاى « بز » كلمه « ميش » به كار رفته . ) اسب پيشكش را به دندانش نگاه نمىكنند ( در فرانسه : بهجاى « دندان » « دهان » به كار رفته است . ) خر عيسى چو به مكه رود چون برگردد هنوز خر باشد ( در فرانسه : آدم ابله به روم هم كه برود ابله از آنجا برمىگردد . ) به هركجا كه روى آسمان همين رنگ است ( در فرانسه : آسمان همهجا آبى است . ) مار پوست مىگذارد ولى خو نمىگذارد ( در فرانسه : پوست روباه را مىشود كند ، ولى ترك عادت نمىتوان داد . » و بالاخره ضرب المثلهايى است كه با وجود لغات و الفاظ كاملا متفاوت داراى معنى و مفهوم يكسان هستند : براى يك سگ در مسجد را نمىبندند - كار نيكو كردن از پر كردن است - تا تنور گرم است نان بايد پخت - چراغى كه به خانه رواست به مسجد حرام است - جهانديده بسيار گويد دروغ . » « 1 » هنر نمايش به نظر دكتر پرويز ناتل خانلرى : « رشتههاى تازهء ادبيات كه بر اثر ارتباط با دنياى غرب و به تأثير ادبيات خارجى در اين پنجاه سالهء آخرين در فارسى به وجود آمده ، همه سرنوشت واحدى نداشتهاند ، يعنى پيشرفت و توسعهء آنها باهم مساوى و يكسان نبوده است . رماننويسى هيچگاه رونق بهسزايى نگرفت ؛ راست است كه بعضى نمونههاى خوب و اميدبخش در اين فن به وجود آمد ، اما دورهء معينى را نمىتوان گفت كه زمان رونق رمان
--> ( 1 ) . دكتر رضوانيان ، نقل از مجله آينده ، سال 9 شماره 1 .