مرتضى راوندى

45

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سربداران و مركز آنان سبزوار بود . سربداران از بركت استقبال مردم و زمينهء مساعدى كه وجود داشت به زودى جوين ، اسفراين ، جاجرم ، بيار ، و خجند را مسخر كردند و عبد الرزاق خود را امير ناميد و خطبه و سكه به نام خويش زد . پس از آنكه عبد الرزاق ، به جهاتى كه كاملا روشن نيست ، به دست برادر خود وجيه الدين مسعود به قتل رسيد ، سربداران به رهبرى او لشكريان مغول و ترك و سران فئودال محلى را تارومار كردند . آخرين تلاش مخالفان ، به رياست ارغونشاه نيز به نتيجه نرسيد و جملگى در حومهء نيشابور به دست سربداران شكست خوردند و خود ارغونشاه راه فرار پيش گرفت ؛ و به اين ترتيب ، در حوزهء بالنسبه وسيعى به قدرت اميران مغول و ترك خاتمه داده شد و حكومتى مبتنى بر منافع اكثريت بر روى كار آمد . سياست امير مسعود : ظهير الدين مرعشى مىنويسد : « امير مسعود در ميان نوكران و اصحاب ، خود را همچو يكى از ايشان مىدانست ، و در تصرف اموال ، خود را بر ديگران تفضيل نمىنهاد . با خلق طريقهء صلاح و سداد و راستى مىورزيد . نوكران او به جان از او درنمىماندند و به هر طرف كه مىرفت مظفر و منصور بود . » « 1 » امير مسعود از قانون اسلام ، كه براى حاكم وقت ، خمس غنايم را معين كرده است ، قدمى فراتر نهاد و تحت تأثير تعليمات مساوات طلبانهء شيخ حسن جورى و يا براى ارضاى تمايلات لشكريان ، خود را بر ديگران ترجيح نداد و اصل برابرى را در پخش غنايم جنگى ، عملى و اجرا نمود . بهرهء مالكانه از شصت درصد به سى درصد تقليل يافت و ساير عوارض كه مطابق موازين شرع نبود ، لغو گرديد . « 2 » فرهنگ ايرانى و اسلامى در عهد تيمور و بازماندگان او تشيّع به وحدت ملّى ايران كمك كرد بعضى از بازماندگان تيمور به علم و هنر رغبت صادقانه مىورزيدند . « الغ بيك به نجوم و رياضى عشق داشت و به خط و كتاب مفتون بود ، سلطان حسين بايقرا خود شاعر بود و در تشويق و حمايت شاعران و هنرمندان اهتمام مىورزيد ، حتى خود تيمور و پسرش شاهرخ نيز به اهل علم و صنعت توجه تمام داشته‌اند . » « 2 »

--> ( 1 ) . ظهير الدين مرعشى ، تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص 104 ، ( به نقل از : نهضت سربداران . ) ( 2 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد اوّل ، ص 710 .