مرتضى راوندى
432
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در حد عادت و طبيعت ، و بنابراين نبايد حربه تعرّض و تجاوز بر شخصيت كسانى قرار گيرد كه به نظر نويسنده پسنديده و خوشايند نيستند ؛ هجو كسان و ناسزاگويى ، شايستهء نام نويسنده و مقام نويسندگى نيست . متأسفانه در ادبيات قديم ايران ، طنز به معنايى كه شناختيم يعنى انتقاد اجتماعى به كنايه و جامهء هزل و شوخى كمتر وجود داشته ، زيرا در آن عصر و زمان ، ادبيات اغلب براى شاه و درباريان و خواص مملكت به وجود مىآمد و قهرا شاعر و نويسنده نمىتوانست ، از اعمال و افعال اربابان خود و دستگاهى كه بر آن رياست داشتند انتقاد كند . . . علاوه بر اين ، هجوسرايان بهجاى آنكه به مسائل اجتماعى بپردازند و معايب عمومى جامعه را نشان بدهند يا به رقيبان و همكاران خود مىتاختند يا به اربابان نعمت كه از دادن صله و پاداش به آنان مضايقه مىكردند ، دشنام و ناسزا مىگفتند و بدين طريق ، هم پايه سخن و هم مقام انسانى خود را پايين مىآوردند . . . اگر از نمونههاى نادر و معدودى مانند « موش و گربه » و بعضى لطايف عبيد زاكانى ، شاعر قرن هشتم ، و شعراى ديگر و سخنان طيبتآميز و نكتهدارى كه به ملا نصر الدين ، از تركان آناتولى يا كسانى مانند او نسبت داده شده ، و بعضى آثار محمد حسن صفا على ، در دورهء ناصر الدين شاه بگذريم ، در سراسر ادبيات حجيم هزار ساله ايران ، به آثار طنزآميز كه هدف آن اصلاح و تزكيه باشد برنمىخوريم . با پيدايش مشروطيت و گسستن بندهاى استبداد ، ادبيات طنزى و انتقادى كه هدف اصلى آن توجه به معايب عمومى جامعه بود پديد آمد . ادبيات اين دوران به زبان مكالمه خلق تهيه مىشد و نويسندگان از به كار بردن عبارات و اصلاحات و ضرب المثلهاى متداول بين عامه ابا و امتناعى نداشتند . اين طرز نويسندگى را « على اكبر دهخدا » دبير صور اسرافيل رهبرى مىكرد ، چنان كه رهبرى شعر طنزآميز با سيد اشرف الدين قزوينى بود . شش ماه پس از نشر اعلاميه اكتبر 1905 ( در روسيه ) ، ملا نصر الدين نخستين روزنامه فكاهى و طنزى آذربايجان ، به گفتهء او « به سراغ برادران مسلمان آمد . » اين روزنامه در همهء امور اجتماعى و سياسى وضعى مخالف بر خود گرفت و به زودى صابر و بعد شاگردان و پيروان مستعد او ، كه پس از مرگ نابهنگام صابر افكارش را دنبال مىكردند به روزنامهء ملا نصر الدين پيوستند . روزنامه ملا نصر الدين نمايندهء افكار دموكراتهاى انقلابى بود ، كه جمعى از روشنفكران و ترقيخواهان و ارباب فرهنگ و ادب را در پيرامون خود گردآورده بود و همراه با مطبوعات ديگر افكار انقلابى را تبليغ مىكرد ، با شاه ايران و سلطان عثمانى و