مرتضى راوندى
413
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در اين قطعات ابتكار عشقى در آفريدن يك چيز نو با حفظ اصول و سنن قديمه به خوبى نمايان است و تأثير بيان او بيشتر مرهون اصالت و حسن سليقه در انتخاب موضوع و شور و حرارت و جودت فكرى است كه در شعرش نهفته است . اكنون سعى مىكنيم كه چند اثر مهم او را به قدر توانايى خويش تحليل و معرفى نماييم . نوروزىنامه : اين منظومه يكى از قديميترين آثار عشقى است كه پانزده روز پيش از فرا رسيدن فصل بهار به نام هديهء سال 1297 شمسى ( 1336 ه . ق ) در استانبول سروده و در مطبعهء شمس به چاپ رسانيده است . در اين اثر آزمايش نطفهء اوليه « نوجويى » عشقى را مىتوان ديد . شاعر كه از ادبيّات ترك الهام گرفته ، نخستينبار كوشش مىكند كه قوافى را به اعتبار آهنگ و تلفظ آنها ، نه برحسب شيوهء تحرير الفباى كلمات ، به كار برد . و نيز در هر بند منظومه ، به اقتضاى احتياج ، هرچند مصراع كه لازم باشد بياورد . خود او در مقالهاى زير عنوان « روش تازهء من در نگارش نوروزىنامه » گويد : ادبيات پارسى بيش از آنچه ستايشش به زبان و قلم پسنديده است . . . ولى ما را محكموم نمىدارد كه هميشه سبك ادبى چندين سالهء فرتوت را دنبال كرده و . . . اسلوب سخنسرايى سخنوران عتيق را تكرار نماييم . . . پندار من اين است كه بايستى در اسلوب سخنسرايى زبان پارسى تغييرى داد ، ولى در اين تغيير نبايستى ملاحظهء اصالت آن را از دست نهاد . . . « در اين چكامه همانا زير زنجير يا بندهاى قافيه آرايى متقدمين ، از آن گردن ننهادم [ كه ] تا اندازهاى بتوان ميدان سخنسرايى را وسيع داشت . از آن جمله « گنه و قدح » و « مىخواهم و با هم » را قافيه ساختم . . . « 1 » « . . . پوشيده نيست كه تصديق و تميز توازن قوافى بر عهدهء گوش است و اينك « گنه » و « قدح » را هر گوشى شك ندارم ، با يكديگر موزون مىداند و از اين قبيل سرپيچيها از دستور چامهسرايى رفتگان باز در چندين مورد بهجاى آوردم كه از آن جمله با آنكه در همهجا هر دسته چامه از چكامه را بيش از پنج مصرع قرار ندادم و در جايى كه مىبايد در اينباره بالخصوص مفصلا سخن گفته شود ، دسته چامه را با بيست مصرع آراستم و در
--> ( 1 ) . پيش از عشقى در ادبيات عثمانى توفيق فكرت ( 1867 - 1915 م ) و كسان ديگر اين راه را باز كرده بودند .