مرتضى راوندى

411

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از نيش قلم او در امان نبود ، بلكه پيوسته به خدا و طبيعت و آفرينش ناسزا مىگفت و با كائنات نبرد و ستيزه مىكرد : بشر يك لكهء ننگى است اندر صحنهء گيتى * سزد پاك ، اى زمين ، زين دُم بُريده جانور گردى رفته‌رفته انتقاد بىنقشه و هدف در وى قوّت مىگرفت ، مردم را به پيكار مسلحانه با امپرياليسم و اصلاح اساسى زندگى دعوت مىكرد . در مقالات و اشعارش ، بىآنكه راه درست انقلاب و تحصيل نتيجه را بشناسد ، دم از خون و خونريزى و « عيد خون » مىزد . مقالات سياسى و اجتماعى عشقى داراى ارزش ادبى زيادى نيست . چند نمايشنامهء كوتاه تفريحى وى ( جمشيد ناكام ، حلواء الفقرا ، اپرت بچه گدا و دكتر نيكوكار ) كه غرض نويسنده از آنها تصوير وضع زندگى اشرافزادگان ايرانى در خارجه و مبارزه با خرافات يا مجسم كردن استعدادهاى خوب ايرانى بوده ، نيز چندان تعريفى ندارند . اين نمايشنامه‌ها ، هم از حيث تكنيك نمايشنامه‌نويسى و هم از جهت پروراندن سوژه ، ابتدايى و ناپخته هستند . « 1 » اشعار عشقى : هنر شعرى عشقى هنوز به درستى ارزيابى نشده است . محققين خارجى هم كه معمولا بيش از خود ايرانيان دربارهء آثار ادبى شعرا و نويسندگان معاصر ايران بحث و مطالعه مىكنند ، دربارهء عشقى و آثار او كمتر سخن گفته‌اند « 2 » . امّا در ايران بعضى از مورخين ادبيّات او را يكى از پيشوايان شايسته و مسلم « سبك نو » مىدانند و برخى ديگر با اذعان به اين امر اظهار مىدارند كه او چندان مايهء علمى ندارد - نه در ادبيّات قديم ايران متبحر است و نه از ادبيات جديد جهان اطّلاع عميق دارد و به قول ملك الشعراى بهار : « او هم مثل عارف شاعرى است « عوام » « 3 » و اين نقص حتى گاهى در بهترين اشعار او نيز به

--> ( 1 ) . آثار عشقى در جرايد و غالبا در روزنامه‌هايى كه خود انتشار مىداد ، چاپ مىشد . پس از مرگش على اكبر سليمى مدير مجلهء « گلهاى رنگارنگ » و نامهء « مربى » نخست در سال 1306 ش ، منتخباتى از اشعار او را چاپ كرد و بعد مقالات و اشعار او را كه در دست مردم و اوراق جرايد پراكنده بود گردآورد و ديوان كامل او را در مهر ماه 1308 به چاپ رسانيد . چاپ دوم ديوان عشقى پس از شانزده سال ، به يادبود بيستمين سال مرگ شاعر در 1324 ش و چاپ سوم آن در 1331 ش منتشر گرديد . ( 2 ) . از جمله منيب الرحمان ، مؤلف هندى ، در رسالهء دكتراى خود به نام « شعر ايران در دورهء پس از انقلاب » و خانم وراكوبيچكوا در « تاريخ ادبيات ايران و تاجيكستان » كه تحت نظر پروفسور يان ريپكا تأليف شده ، شرح مختصرى از احوال و آثار عشقى داده‌اند . اخيرا نيز دكتر فرانشيك ماخالسكى ، ايرانشناس لهستانى ، در رسالهء « تجدد در آثار شعرى محمد رضا عشقى » مطالعات بيشترى دربارهء عشقى كرده من از آن كتاب بهره‌مند شده‌ام . ( 3 ) . بود ايرج پيرو قائم مقام * كرده از او سبك و لفظ و فكر وام عارف و عشقى عوام ( ديوان بهار ، ج 2 ، ص 229 ) .