مرتضى راوندى
406
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
را صرف فعاليت ادبى كرد و منزلش همواره محفل دوستاران علم و ادب بود . در اين هنگام ، يعنى در تابستان سال ( 1344 ه . ق ) بود كه « يو . ن . مارّ » خاورشناس روس ، كه از طرف آكادمى علوم شوروى براى آشنايى با مطبوعات فارسى به ايران اعزام شده بود ، با شاعر آشنايى يافت . « مارّ » دوبار در منزل « چايكين » خاورشناس ديگر روس كه در آن ايّام در تهران بود ، با ايرج ملاقات و گفتگو كرد . « مار » مىگويد : « مردى بود سياه سوخته و لاغر اندام و متوسط القامه و در رفتار و گفتار شكيبا و بردبار . » « 1 » و به گفتهء خود اضافه مىكند : « اشعار ايرج وقتى كه خودش آنها را مىخواند ، جان مىگرفت . طرز قرائت مخصوص داشت كه بسيار ساده و آرام بود و شعر او را هرچه روشنتر و طبيعيتر جلوهگر مىساخت . » « 2 » ايرج با اينكه هر دم در انديشهء پيدا كردن شغل بود ، تا آخر عمر نتوانست شغلى كه معيشتش را تأمين كند ، براى خود بيابد . شاعر ارجمند ايران و كارمند عاليرتبهء دولت ، كه نزديك به سى سال در دستگاه ادارى كار كرده بود ، اكنون آخرين سالهاى زندگى خود را با فقر و پريشانى مىگذرانيد . موضوع محروميتهاى مادى در اشعار آن زمان وى به خوبى پيداست . شاعر از سرنوشت خود شكايت نمىكند و تنگدستى خود را گواه پاكدامنى و خدمت صادقانهء خود به كشور و مردم مىشمارد و به بىنيازى خود افتخار مىكند و با اينهمه گاهى بر عمر تلف شده و بيهوده از دست رفته افسوس مىخورد . پسرش در اينباره گويد : « گاهى كه به ذكر سرگذشت ايّام جوانى خود مىپرداخت ، از سيماى گرفتهء او به خوبى معلوم مىشد با آنكه روزگارى موافق مقصود نداشته ولى با تذكار خاطرههاى جوانى به روزگاران گذشته اسف مىخورد و با آه و حزن مخصوص اين شعر خود را آهسته آهسته زمزمه مىكرد : ياد ايام جوانى جگرم خون مىكرد * خوب شد پير شدم كمكم و نسيان آمد » « 3 » سختى و نابسامانى زندگى ، سرانجام سلامت مزاج او را برهم زد ، تا آنكه روز 28 شعبان ( 1342 ه . ق - 22 اسفند 1304 ) ، ساعتى به غروب مانده ، در اثر سكتهء قلبى درگذشت و در مقبرهء ظهير الدّوله به خاك سپرده شد و اين قطعه از اشعار خود را بر سنگ مزارش حك گرديد : اى نكويان كه در اين دنياييد * يا از اين بعد به دنيا آييد
--> ( 1 ) . مارّ ، از خاطرات ادبى تهران ، ص 260 . ( 2 ) . مارّ ، نطق افتتاحيهء دورهء درسى ادبيات نوين ايران ، ص 128 . ( 3 ) . مقدمهء خسرو ايرج بر ديوان پدر ، ارديبهشت 1307 ش .